تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢

پيام نسيم

گذر ز دانه و دام جهان و خويش مباز * كه مرغ ، با پر آزاد مىكند پرواز به كوهپايه " زان " بامداد با ياران * كه دور باد دل پاكشان ، ز سوزوگداز چه گويمت كه چه مىگفت باد مشك‌افشان * كه مىگشود به گفتار خود هزاران راز ز من نيوش و مياسا در اين دو روز جهان * كه پيش روى تو ، راهى است سخت دور و دراز درختهاى كهنسال " ورس " بر سر كوه * كه ديده‌اند به دامان كوه ، بس تك و تاز به گوش هوش شنيدم كه دوش مىگفتند * كه همچو ناله نى ، بودشان نوا و نواز بسى دميده در اين جويبار ، سبزه نغز * بسى شكفته در اين بوستان ، شكوفه ناز بسى چميده در اين كوهسار ، كبك درى * بسى رميده به آن ، آهوان مشك‌انداز بسى گذشته از اين شاهراه ، راهروان * كه بود باد بيابان‌نوردشان ، دمساز