بخويش آى و تماشاى پيشتازان كن * كه هيچ نايد از اين كاروان راه ، آواز
نشان مهر كه ديده است در سراى سپنج ؟ * جهان بكس ننمايد دو روز ، چهره باز
همى برد پى امروز آنچه در ديروز * همى كند بسرانجام ، آنچه در آغاز
به ساز و سوز بهار و خزان شكيبا باش * به تنگناى جهان باش " ورس " را انباز
به هرزه راه ميپما و خويش خسته مساز * كه پيش پاى تو باشد ، بسى نشيبوفراز « 1 »
هامش
( 1 ) - استاد بزرگوار اين قطعه شعر را كه به صورت پارسى سره است در حوالى 1330 هجرى شمسى در دهكده " زان " زير درختان " ورس " سرودهاند .