مثلا كمالهاى موجود در دنيا مانند لذت خوردن و آشاميدن و زيبائيهاى نشاطانگيز و غير اينها نخستين نقصان موجود در آنها كوتاهى زمان بهرهگيرى است و غمانگيزتر آنكه اين زمان كوتاه بهرهورى مورد هجوم هزاران آفتهاى طبيعى و تكالبهاى اجتماعى و ناكاميهاى غيرمترقب است .
با تاملى صادق روشن مىشود كه ريشهء اينهمه مصائب و آلام فقط ماده است و بالضروره در نشاه مثال كه فوق عالم طبيعت و غيرمادى است اين مصائب و آلام راه ندارد .
نشاه مثال اگرچه از منقصتهاى جهان ماده مبرا است ولى محدوديت لذتها و مرزبندى ميان آنها در عالم مثال ، نقصانى است بزرگ .
توضيح اجمالى آن به اين تقرير است كه در عالم مثال لذتهاى خوردن و آشاميدن و نكاح و سمع و بصر موجود است ولى مقتضاى برهان قائم بر وجود نشاه مثال و تجرد برزخى ، ثبوت حد و مرز بين هريك از اين لذتها است .
هر لذتى از اين گونه لذائذ ، اختصاص به محل معين و از چيز مخصوصى است ، مثلا لذت نكاح ، در شنيدن آهنگ خوش و دلنشين و اكل و شرب نيست و بالعكس . پس هر لذتى در عالم مثال نيز داراى نقص محدوديت است .
ولى اين نقصان در نشاه تجرد تام كه فوق مثال است
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٢٠١