تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
وجود ندارد و در آن عالم همهء محدوديتهاى عالم مثال منتفى است مثلا در سماع نغمه دلنواز همه لذتهاى نكاح و خوردن و آشاميدن و ديدن و پوشيدن موجود است . مقصود همه شرايع الهى به‌ويژه اسلام اين است كه انسان را به ماوراء طبيعت و سعادت حقيقى و لذتهاى نامحدود توجه دهند و اعتقادات حقه را در نفوسشان تثبيت كنند و با تشريع احكام عملى ، ملكات فاضله و مناسب با عالم قدس را در آنان پديد آورند تا پس از انقطاع نفس از عالم ماده و ارتحال از جهان طبيعت در محل اعلى با قدسيان دمساز و محشور شوند بلكه آنچه در وهم تو نايد آن شوند . در فصل سوم بعد از دعواى اجماع از ارباب اديان بر ثبوت اتصال پيمبران صلوات الله عليهم به ماوراء طبيعت و ظهور خوارق عادات از آنان ، مىفرمايد : آيا اتصال به ماوراء جهان و متكرم به كرامات خارق - العاده شدن از مختصات به پيمبران عليهم السلام و از موهبتهاى الهى به آنان است و براى ديگران ميسور نيست ؟ يا اينكه اتصال به ماوراء و دلو و تدلى به محل اعلى يك امر قابل اكتساب است ؟ حق اين است كه ربط و اتصال به عالم غيب و متكرم به كرامت خارق العاده شدن يك امر قابل اكتساب است و رابطه