هفتم - وقوع حركت در حركت ، زيرا اعراض تابع جوهر و قائم به وجود آن مىباشند و چون جوهر سيال است ، توابع آن نيز داراى حركت تبعى نه عرضى خواهند بود ، يعنى اعراض واقعا به تبع جوهر حركت دارند و چون در خود آن اعراض نيز حركت يافت مىشود پس داراى حركت ديگر خواهند بود ، يعنى حركتى بر حركت ديگر پديد مىآيد و قيام حركت به حركت مانند قيام عرض به عرض وقتى كه به يك جوهر ذاتى برسد مانعى ندارد ، زيرا در اينحال به حركتى ختم مىشود كه خود عين متحرك است و نيز قيام حركت به حركت گرچه موجب پيچيدگى و كندى است ولى هرگز مايهء سكون نخواهد بود . چنانچه صدر المتالهين ( ره ) فرمود و نظر استاد علامه اين بود كه هرگز مسئله حركت جوهرى جداى از قبول حركت در حركت نمىباشد و حكيم متاله ملاصدرا كه پايهگذار حركت جوهرى است فرصت تحليل همهء فروعات آن را پيدا نكرد . « 1 »
هشتم - هيچگونه تغيرى بدون حركت نخواهد بود بلكه هرگونه تحولى رهين حركت مىباشد . بنابراين تا تغير تدريجى نباشد تغير دفعى محقق نمىشود « 2 » چه اينكه تمام حركتهاى حقيقى تكاملى است و هرگز حركت ذاتى و حقيقى
هامش
( 1 ) - ج 3 ص 78 اسفار
( 2 ) - نهاية الحكمه ص 179