مىفرمايد : فيهم كرائم القرآن و هم كنوز الرحمن ( خطبه 152 ) . عترت اهل قرآن هستند ، قرآن در آنها عجين شده است و مراتب قرآن را سير كردهاند و معارج قرآن را پيمودهاند و به مقامات شامخه قرآن رسيدهاند و خود قرآن ناطقاند .
آنان آثار و علائم و نشانههائى دارند ، حركاتشان ، رفتارشان ، گفتارشان ، قلمشان ، همه قرآنست همه حق محض و صدق صرف است ، آنان مبيّن حقائق اسماء الهيهاند .
همانطور كه در طليعه گفتارم عرض كردهام ، اين محفل ما مجمع علمى است ، مجمع ارباب فضل و دانش است ، شما همگان اهل مطالعهايد ، اهل كتاب و اهل قلميد ، و روشن و بيداريد ، قيام كرديد و اين انقلاب ما قيامتى برپا كرده است و نمودارى از قيامت است ، شما بفرمائيد در ميان اين همه نوشتهها و كتابها و كتابخانهها ، و بهبينيد در ميان آن همه صحابه پيغمبر اكرم « ص » و در ميان آن همه تابعين كه بعد از صحابه بودند ، آيا مىتوانيد افرادى را پيدا كنيد كه بعد از پيغمبر « ص » مانند على امير المؤمنين « ع » دهن و قلم و زبان و بيان داشته باشد ، آيا مىيابيد كسى را كه گفتار او عديل نهج البلاغه باشد ، لااقل بتواند مانند يكى از خطبههاى نهج البلاغه را بگويد و بياورد ؟ يا چنانست كه خود امير « ع » فرمود : و إنّا لأمراء الكلام و فينا تنشّبت عروقه و علينا تهدّلت غصونه ( نهج البلاغه خطبه 231 ) . شيخ رئيس ، رسالهاى در اسرار معراج رسول اللّه « ص » نوشته است . روايات معراجيّه در حقيقت بيان سفر آن سوى انسان است ، اين كتابها كه به عنوان سفرنامه نوشته شدهاند ، مثلا سفرنامهء ناصر خسرو و ديگران ، سفر كردهاند و سفرنامه نوشتهاند ، روايات معراجيه هم سفرنامه انسان است ، قصّه و داستان نيست ، همه حساب دارد ، همه روى سرّى است ، و يكيك روايات معراجيه كه آنجا چه ديدهام و بر سر بشر چه مىگذشت و چه و چه ، همه بيان آيه كريمه جزاء وفاقا است ( سوره نبأ آيه 27 ) .
بدان كه بايد تخم و ريشه سعادت را در اين نشاه ، در مزرعه دلت بكارى و غرس كنى ، اينجا را درياب ، اينجا جاى تجارت و كسب و كار است ، و وقت
مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٧٥