تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
علم نحو و صرف از علوم ادبيه‌اند چرا ؟ زيرا كه هر زبان در تأديه معنى براى خود حدّى دارد ، جمله‌بنديها و تركيب عبارات آن حدّى دارد ، خواندن او حدّى دارد ، اعراب او حدّى دارد ، علم صرف و نحو ، دستور مىدهند كه اين كلمه و اين جمله بايد اينطور اداء كنيد ، و بايد بدين وجه پياده نمائيد و بدينصورت بخوانيد ، خلاصه ، زبانرا در قالب خودش نگاه مىدارند ، و نمىگذارند از خود بدر برود . چه همين كه از حدّ خود بدر رفت كج و معوّج مىشود و به غلط معنى مىدهد ، هرچيز كه در حدّ خود باشد ، موزون و مطبوع است . ابو الاسود الدئلى ، شنيد كه شخصى اول سورهء برائت را قرائت مىكند :
« أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ »
( بكسر لام رسوله ) ، گفت من گمان نمىبردم كه كار مردم بدينجا بكشد ، آنگاه با راهنمائى امير المؤمنين عليه السلام ، شروع به وضع علم نحو نمود به تفصيلى كه در روضات خوانسارى مذكور است . قرآن مجيد مىفرمايد : ما نظام عالم و كلمات دار هستى را به ميزان و قدر آفريديم
« إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ »
« 1 » هيچ اعوجاجى و انحرافى در آن راه ندارد ، و زيباتر از اين تصور شدنى نيست . آن قلمى كه عالم را بدين زيبائى نگاشت ، همان قلم آدم را به نيكوترين صورت درآورده است ، و همان قلم نگارندهء قرآنست ، عالم و آدم و قرآن از يك نگارنده و يك قلم‌اند . نه شيرين‌تر از عالم و رصين‌تر و موزون‌تر از آن تصور شدنى است ، و نه زيباتر از آدم مىتوانيد موجودى پيدا كنيد و نه محكمتر و حكيم‌تر از قرآن كتابى . اين همه صنايع يك صنع‌اند و نگاشته يك قلم ، و همه كلمات وجودى يك مؤلف‌اند .
چو قاف قدرتش دم بر قلم زد * هزاران نقش بر لوح عدم زد
اين دو كتاب تدوينى و تكوينى ، هر دو مطابق هم‌اند ، و انسان كامل هم با هريك آنها مطابق است ، آنچنانكه عالم را و يا انسان كامل را در يك
هامش
( 1 ) . قمر / 50 .