تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
كننده ذات حق و صفات حق و افعال او است ، اما آنطوريكه صحيفهء وجود انسان براى او گويا است ، آفاق آنچنان گويا نيست . وانگهى ما كه مىخواهيم به راه بيافتيم و به مطلوب خود برسيم ، بايد اقرب طرق را در نظر بگيريم ، از نزديكترين راه بايد قدم برداريم و بدنبال هدف برويم ، ما نزديكتر از خود ، راهى نداريم حالا كه مىخواهى به راه بيافتى و به جائى برسى ، چرا از زمين ، چرا از آسمان ، چرا از اين و آن ، چرا از خودت شروع نكنى ، چرا از سير نفسى خويشتن بالا نروى ، چرا كتاب وجود خودت را نشورانى ؟ از خود بطلب هرآنچه خواهى كه توئى . وجه ديگر ، در معنى « القرآن مأدبة اللّه » ، اين كه مأدبه ، فرهنگستان است ، مأدبه ادبستان است كه بتخفيف مىگويم دبستان ، مأدبه مكتب است ، مدرسه است ، جاى تأديب و تربيت است . آنجائى كه به انسان ادب ياد مىدهند آنجا را مأدبه مىگويند ، قرآن به انسان أدب ياد مىدهد . ادب چيست ؟ كتاب منتهى الأرب في لغة العرب ، كتاب لغت گرانقدر و ارزشمند است ، لغت اصيل عربى را به فارسى سره ، درست ترجمه كرده است ، انسان بخواهد لغتى را به لغت ديگر درآورد ، و درست از عهدهء آن برآيد خيلى دشوار است . بايد يك انسان فنّان و كار كشته باشد و مؤلف « منتهى الارب » صفى پورى حائز اين اهميت است . وى گويد : « ادب يعنى نگاهداشت حدّ هرچيز » . به همين لحاظ علوم ادبى را علوم ادبى ناميده‌اند ، چون حافظ و نگهدار حدود معارف مربوط به خودند ، و هر رشته‌اى از علوم ادبى ميزانى براى نگاهداشت حدّ معارف خود است . مثلا علم عروض ، يكى از رشته‌هاى علوم ادبى است كه ميزانى شعر ، و نظم سنج است . اين ميزان ، حدّ شعر را نگاه مىدارد ، كه دو مصراع يك بيت را با يكديگر مىسنجد ، و دو بيت يك غزل يا يك قصيده را توزين مىكند ، سپس حكم مىكند كه اين شعر زحاف دارد و موزون نيست ، پس علم عروض ، علم ادب است كه حدّ شعر را نگاه مىدارد و نمىگذارد كه از قالب خود بدر رود .