در تحت او انواع است و آن انواع صور جوهريهاند كه از ملكات نفس تحقّق مىيابند و از صقع ذات نفس بدر نيستند .
خلاصه اين كه هرفعلى از افعال انسان در ما بعد الطبيعه صورتى دارد كه پس از انتقال فاعل آن از اين نشأه در متن ذات او بر او ظاهر مىشود ، و علم انسان مشخّص روح او ، و عملش مشخّص بدن أخروى اوست » انتهى .
اى عزيز در واژه جزا و مشتقّات آن در آيات قرآن كريم و روايات درست تدبّر بفرما تا به عين اليقين بدانى كه جزاء نفس عمل است و هركس به علم و عملش سازنده خود است .
بعنوان نمونه گوييم : خداى سبحان در سوره طور قرآن فرموده است :
إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .
اكنون دانسته شده است كه انسان حىّ بن يقظان است ، و آيات قرآنى و اخبار و براهين عقلى بر تجرّد گوهر نفس ناطقه از مادّه و احكام آن دلالت بىدغدغه دارند و لسان صدق برآنند ، و سبب مجرّد مجرّد است و جسم در وجود او تأثير ندارد ، و عدم سبب او ممكن نيست ، و خود او مستعدّ فناى خود نيست ، و بفرموده رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خلقتم للبقاء لا للفناء ، و حقيقت علم و عمل جوهر انسانساز است ، و آخر دعويهم أن الحمد للّه ربّ العالمين .