تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
مىكنند بر ارواح آل فرعون صبح و شام كما قال :
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا .
پس در غدوّ و عشى وجع و الم بايشان مىرسد . و در اين دلالت است بر آن كه ارواح جواهرند قائم بنفس خود مغاير آنچه محسوس مىشود از بدن و بعد از موت بصفت درّاكيت باقى مىمانند . و جمهور صحابه و تابعين بر اين‌اند ، و آيات و سنن براين ناطق است ، پس تخصيص شهداء به جهت اختصاص ايشان است بكمال قرب از حق تعالى و مزيد بهجت و كرامت ايشان نزد حضرت عزّت . آن‌كه صاحب منهج گفته است : « و در انوار گفته كه در اين تنبيه است . . . » ، مرادش تفسير انوار التنزيل قاضى بيضاوى است و عبارتش اين است : « و هو تنبيه على أن حياتهم ليست بالجسد و لا من جنس ما يحسّ به من الحيوانات ، و إنما هي أمر لا يدرك بالعقل بل بالوحى . و عن الحسن أن الشهداء أحياء عند اللّه تعرض ارزاقهم على ارواحهم فيصل اليهم الروح و الفرح كما تعرض النار على ارواح آل فرعون غدوّا و عشيّا فيصل اليهم الوجع ؛ و الآية نزلت في شهداء بدر و كانوا اربعة عشر . و فيها دلالة على أن الأرواح جواهر قائمة بانفسها مغائرة لما يحسّ به من البدن تبقى بعد الموت درّاكة ، و عليه جمهور الصحابة و التابعين و به نطقت الآيات و السنن ، و على هذا فتخصيص الشهداء لاختصاصهم بالقرب من اللّه و مزيد البهجة و الكرامة » . جناب استاد علّامه شعرانى - رضوان اللّه عليه - در تعليقاتش بر تفسير منهج در اين مقام « 1 » فرموده است : « اگر گويى بسيارى از صحابه و تابعين ، جوهر مجرد و قائم بنفس بودن روح را تعقّل نكرده ، و هيچيك از آنان اين اصطلاحات را به كار نبرده پس بيضاوى چگونه مذهب آنان را دانسته است ؟ گوييم به كار بردن اصطلاح چيز ديگر است و تعقّل معنى ديگر ، چنان كه همه
هامش
( 1 ) . ج 1 ، ص 363 .