العارف » .
60 . آنكه نفس آگاه دارد روى دل را با اللّه دارد و فرمودهء كشّاف حقائق ، امام به حق ناطق جعفر صادق عليه السّلام را كه :
« القلب حرم اللّه ، فلا تسكن في حرم اللّه غير اللّه » ، حلقهء گوش خود كند .
61 . آنكه نفس را بسيط شناخت ، ميداند كه « تعريف البسائط لا يكون إلّا بلوازمها » لذا معرفت فكرى به بسائط را نشايد ، امّا معرفت شهودى كه فوق معرفت فكرى است ميّسر است .
چنان كه در حكمت متعاليه محقق است كه :
« حقيقة الوجود هي عين الهويّة الشخصيّة لا يمكن تصورها و لا يمكن العلم بها إلّا بنحو الشهود الحضوري » .
62 . آنكه صاحب همّت باشد و نفس را از اشتغال بدين نشأه انصراف دهد گاهى تمثّلاتى در لوح نفس خود مشاهده كند ، و گاهى حقائقى بىتمثّل دريابد و از اين حالت آگاهى يابد كه آنچه به آدمى در حالات نوم و تنويم و غشوه و خوف و احتضار و نظائر آنها روى مىآورد ، هيچيك موضوعيّت در روى آوردن تمثّلات و ادراكات ديگر ندارد ، آنچه كه موضوعيّت دارد انصراف از نشأه عنصرى و اعراض از تعلّقات اين سوئى است و چون انصراف در بيدارى هم روى آورد نتيجهء هزاران خواب و احتضار را ميدهد .
63 . آنكه در تمثّلات نفس تأمّل كند ، جميع تمثّلاتش را يك نحو ادراكش مىيابد ، كه براى شخص او حاصل شده است و ديگرى بدان آگاه نيست ، چنان كه كريمه
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا ،
در اين حكم حكيم ، معيار عدل و ميزان قسط است ، و عمده آن است كه سرّ « لها » درست ادراك شود ، نظير كريمهء
لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
كه در
لِلْإِنْسانِ
بايد دقّت كرد .
و رواياتى كه در احوال و اطوار انسان در عوالم عديده به لفظ تمثّل و اشباه آن