كلم طيّب ارواح طاهرهء مؤمنان است و عمل صالح كردار نيكو و معارف عقليّه است كه رافع روح طيّب است .
53 . آنكه گوهر نفس ناطقهاش به نصاب استكمال و ترقّى خود رسيد ، همانطور كه اجداث را قبور اجساد مىبيند ، اجساد را نيز اجداث نفوس مىيابد ، « و ما أنت بمسمع من في القبور » .
چنان كه موت ارادى را كمال جوهر حىّ ناطق ، و موت طبيعى را متمّم اين كمال مىيابد ، « من مات فقد قامت قيامته » .
54 . آنكه در معرفت نفس به مرحلهء يقظه قدم نهاد ، بسيارى از دانشها را بيش از خواب و خيال ارزش نمىنهد ، آن علمى كه نور نفس است ديگر است كه « العلم نور يقذفه اللّه في قلب من يشاء » ، و آن فضلى كه عنوان تعيّش است ديگر .
55 . آنكه قدر خود را شناخت ، بدن و قوايش را شبكهء اقتناص علوم و حبالهء اصطياد معارف خود ساخت ، چه فعليّت نفس به معارف الهيّه و ملكات علميّه و عمليّهء صالحه است .
56 . آنكه معرفت نفس را مرقات معرفت رب گرفته است نسبت قوى را به نفس مانند نسبت ملائكه به ربّ مىيابد .
57 . آنكه در صورت انسانى نسبت به نظام هستى عميق شود ، مىبيند كه اگر صورت انسانى نبود ، نه افاضات عقلى بود ، و نه استفادات نفسى و نه سياسات شرعى .
58 . آنكه در كار نفس و بدن درست انديشه كند ، آن دو را در ايجاب و اعداد متعاكس يابد ، كه از آن سوى ايجاب است و از اين سوى اعداد .
59 . آنكه به سرشت نفس آگاهي يافت سرّش را به قدس جبروت بدارد ، زيرا كه ميداند نفس ناطقه انسانى بس كه لطيف است به هرچه روى آورد به صورت آن در مىآيد ، ابن سينا شيوا و رسا گفته است :
« المنصرف بفكره إلى قدس الجبروت مستديما لشروق نور الحق في سرّه يخصّ باسم
گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 17
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٧