ترجمه : نفس ناطقه ميتواند آنچه را كه مىخواهد از صور عدديه و تراكيب غير متناهيه تعقّل كند ، و هرچند كه مدركاتش بيشتر مىگردد قوّت او زيادتر مىگردد پس قوّت نفس غير متناهيه است و غير متناهيه تنصيف نمىشود چه نصف و ضعف متناهىاند و حال اين كه قوّه جسمانيه منتصف مىشود چه اين كه خود جسم قابل تنصيف است زيرا كه به براهين تناهى ابعاد ثابت شده است كه جسم متناهى است ، پس قوّه عاقله غير جسمانى است .
تبصره : آنكه ابو البركات گفته است : « و هرچند كه مدركاتش بيشتر مىگردد قوّت او زيادتر مىگردد پس قوّت نفس غير متناهيه است ، اين خود دليل بر فوق تجرّد بودن نفس است كه علاوه بر مجرّد و عارى بودن از مادّه و احكام آن ، مجرّد از ماهيّت نيز هست كه او را حدّ يقف نيست . فتبصّر .
تبصره : همين دليل ، برهان پنجم نفس شفاء است « 1 » ؛ و نيز همين دليل برهان دوم كتاب اسرار الحكم متألّه سبزوارى بر تجرّد نفس ناطقه بتجرّد عقلانى است ؛ و آن را بدينگونه تقرير فرموده است :
« برهان دوم آنست كه عاقله قوّت دارد بر افعال غير متناهيه ، و شيئى از قواى جسمانيه قوّت ندارند بر افعال غير متناهيه ، پس عاقله قوّت جسمانيه نيست . أمّا صغرى پس عاقله تعقّل مىكند أعداد را ، و نهايت نيست اعداد را ، و اين يكى از مدركات اوست ؛ و أما كبرى پس ثابت شده است در موضعش كه قواى جسمانيه متناهى است أفعال آنها » « 2 » .
و نيز جناب حكيم سبزوارى همين دليل ياد شده بر تجرّد نفس ناطقه بتجرّد عقلانى را در شرح منظومه ، دليل سوم بر تجرّد آن بدينصورت تقرير و تحرير فرموده است :
هامش
( 1 ) . ص 296 بتصحيح و تعليق اين كمترين .
( 2 ) . اسرار الحكم بتصحيح و تعليق استاد علّامه شعرانى - رضوان اللّه عليه - ص 241 .