تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى) — صفحة رسالهء ابن كمونه در مبدأ و معاد 141

مساهمون:

صرسالهء ابن كمونه در مبدأ و معاد ١٤١
هيچ مخلوقى از حيطهء علمى وى بيرون نيست ، زيرا فاعل بالاراده مىداند كه چه چيز را خلق كرده است ، و ما هيچيك از صفات وى را بدون مقايسه صفات موجود در خويش نمى فهميم ، ليكن مى فهميم كه وى چندان كمال و فزونى بر ما دارد كه از تصور آن عاجزيم ، زيرا چنين فزونى در خود ما يافت نمى شود ، بلكه اين فزونى بى نهايت است . بنابراين اين چنين بايد علم وقدرت و ديگر صفات وى را فهميد ، و هر صفتى كه نظير آن در ما يافت نشود ، راهى براى دريافت آن براى ما وجود ندارد ، و آن مقدار از صفات جلالى كه ياد گرديد به اندازهء حيطهء علمى ماست نه اين كه به اندازه ذات وى باشد . حقيقت پاك وى با حقيقت هيچيك از مخلوقات وى يكسان نمى باشد و گرنه مخلوق به مخلوق بودن اولى از خالق بودن نبود ، بنابراين خداى تعالى داراى ند ( مثل ) نمى باشد و چون عالم است مركب نمى باشد ، زيرا علم به جزء بر علم به كل به تقدم ذاتى مقدم است ، بنابراين آن كس كه ذات خود را مىداند ، ابتدا جزء خويش را مىداند و هر كس چيزى را مىداند كه آن چيز را مىداند ، كه بايد قبل از ذات معلوم بوده باشد مىداند ، و اين محال است . و چون مركب نيست بنابراين جسم نمى باشد ، پس متحيز نمى باشد و چون جسم نمى باشد ، بنابراين تجزيه نمى پذيرد ، پس خالق همه برتر از تركيب است . * و چون ند ( مثل ) ندارد و مركب نمى باشد ، بنابراين همسر و فرزند ندارد ، و گرنه از وى چيزى كه مساوى وى در نوع و يا جنس باشد بيرون مى آمد . و در چيزى حلول نمى كند ، زيرا حلول درجايى متصور است كه حلول كننده به واسطه محل تعين پيدا كند . و چون در چيزى حلول نمى كند بنابراين ضدى ندارد تا در محل با وى جمع گردد ، ونيز ضدى ندارد به اين معنا كه چيزى كه در نيرو با وى همسنگ باشد و مانع وى گردد وجود ندارد . وهمانند نفس به بدنى تعلق پيدا نمى كند ، زيرا قدرت وى وسيعتر و عامتر از محصور شدن به بدنى است كه از وى صادر شده است . وعدم بر وى طارى نمى شود ، و گرنه وجود وى از ذات وى ناشى نبود ، پس به موجودى نيازمند مى بود ، و در اين صورت آن موجد خدا بود و نه وى ، ونيز وى يگانه است و در ذات وى شرطى راه ندارد ، و با ديگران مضاد نمى باشد ، به طورى كه پس از وى طارى شود ، بنابراين چيزى كه وى را باطل كند و معدوم نمايد متصور نمى باشد بلكه تنها او اول و آخر است . و از ارتباط برخى از اجزاى عالم با برخى ديگر معلوم مى گردد كه صانع آن يكى است و نه
هامش
* - در نسخه تحريف روى داده ولذا آنچه را كه جناب استاد در پاورقى آورده است ترجمه شد .
رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى) — صفحة رسالهء ابن كمونه در مبدأ و معاد 141 | حسن حسن زاده آملى