كن الا ويكون
حاصل اين كه بسم الله عارف بمنزلت كن الله جل جلاله است و بايد از بسم الله به روى انسان درهايى گشوده شود و در خبر آمده است كه ملكى از جانب حق تعالى بر اهل بهشت وارد مىشود و پس از اذن دخول و سلام حق تعالى را به آنان رساندن ، نامه اى از خداوند عالم ، بدانها مىدهد كه به هر يك خطاب مىشود : اين كتابى است از حى قيوم كه نمى ميرد ، به حى قيوم كه نمى ميرد ، اما بعد من بشى ء مى گويم كن فيكون ، ترا در امروز چنان گردانيدم كه بشى ء بگوئى كن فيكون
اگر اين بيان با مطلب شامخى كه نيز شيخ عارف مذكور در فص اسحاقى فصوص الحكم افاده فرموده است كه :
( ( العارف يخلق بهمته ما يكون له وجود من خارج محل الهمه و لكن لا تزال الهمه تحفظه ) )
ضميمه گردد نكاتى بسيار دقيق در معرفت نفس انسانى عائد مىشود
قسمتى از اين مباحث و اشارات فصوص و فتوحات را صدرالمتالهين در كتاب حكمت متعاليه معروف به اسفار ، در اول وجود ذهنى ، و در خطبه الهيات و در آخر فصل يازدهم باب سوم نفس آن عنوان كرده است و تا حدى در پيرامون آنها بحث نموده است
اين مقام به دانايى مفاهيم اسماء الهى و آيات قرآنى نيست بلكه به دارائى آنها است جناب كلينى در كتاب شريف اصول كافى از امام صادق ( ع ) روايت فرموده است كه شخصى همراه حضرت عيسى عليه السلام بود تا به دريا رسيدند و با حضرت بر روى آب راه مى رفتند و از دريا مى گذشتند ، آنشخص به اين فكر افتاد كه حضرت چه مى گويد و چه مىكند كه بر روى دريا اين گونه راه مى رود ، ديد حضرت مى گويد بسم الله ، از روى عجب به اين گمان افتاد كه اگر خودش مستقلا بسم الله بگويد و از تبعيت كامل بيرون آيد مانند آنحضرت مىتواند بر آب بگذرد ، از كامل بريدن همان و غرق شدن همان ، استغاثه به حضرت روح الله نمود و آن جناب نجاتش داد در روايت دارد آنشخص قصير بود ، حضرت عيسى پس از آن كه او را از غرق نجات داد به او گفت : ما قلت يا قصير ؟ قال قلت هذا روح الله يمشى على الماء وانا امشى على الماء فدخلنى من ذلك عجب ، فقال له عيسى ( ع ) : لقد وضعت نفسك فى غير الموضع الذى وضعك الله فيه فمقتك الله على ما قلت فتب الى الله عز وجل مما قلت ( باب حسد از كتاب ايمان و كفر اصول كافى ص 231 ج 2 معرب )
آن بسم الله در آب تصرف مىكند كه از جان برخيزد و سر بسم الله براى او حاصل
رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٢٤