بلاى او چگونه بلايى بود و ما از قصهء او چه پندى مىگيريم .
براى پاسخ به اين سؤال نص دو حديث مأثور را كه از ائمهء هدى ( ع ) نقل شده است در اينجا ذكر مىكنيم :
1 - حديث اول از امام جعفر صادق عليه السلام آمده است كه او از پدر خود امام باقر روايت مىكند كه : بعضى پنداشته بودند كه ايوب به سبب ارتكاب گناه به آن بلا مبتلا شد ، امام عليه السلام اين پندار را رد مىكند و مىفرمايد : ايوب به سبب گناه به بلا گرفتار نشد ، زيرا پيامبران معصوم هستند و مرتكب گناه نمىشوند ، نه گناه كوچك و نه بزرگ . امام در ادامهء حديث فرمود : ايوب با آن كه بيمارىاش سخت شده بود نه تنش بد بو شد و نه چهرهاش زشت گرديد و نه از بدنش چرك و ريم بيرون آمد . و نه به صورتى بود كه مردم از او برمند و نه بدنش كرم گذاشت .
خداوند تعالى با همهء پيامبرانش وقتى آنها را به بلايى مبتلى مىكند چنين مىكند .
مردم از او دورى گزيدند به سبب فقر او و ضعف ظاهرى او . زيرا نمىدانستند كه او را در نزد پروردگارش چه مقام والايى است و رهايى او نزديك خواهد بود . . .
/ 364 2 - اما حديث ديگر از ابو بصير روايت شده در اين حديث بلاهايى كه ايوب دچار آنها شده بود به تفصيل ذكر شده و نيز از لبريز شدن كاسهء صبر او هم ياد شده است :
بلايى كه ايوب به آن دچار شد به سبب نعمتى بود كه خدا به او داده بود و ايوب شكر آن نعمتها به جاى مىآورد . ابليس در آن زمان از رفتن به عرش ممنوع نشده بود چون شكرگزارى ايوب به نزد بارى تعالى رفت ابليس به رشك آمد . پس به درگاه خدا عرضه داشت كه ايوب كه اين گونه شكرگزار تو است به سبب نعمتى است كه به او دادهاى . اگر نعمت دنيا از او برگيرى او را شكرگزار نخواهى يافت .
خدا به ابليس گفت : تو را بر دنياى او مسلط كردم . ابليس نيز مال و فرزندان و هر چه ايوب داشت نابود كرد و ايوب هم چنان شكر خدا مىگفت و حمد بارى تعالى را مىسرود . شيطان نزد خدا رفت و گفت : ايوب مىداند / 365 كه هر چه از مال او گرفتهاى به او باز پس خواهى داد مرا بر بدنش مسلط كن . تا بدانى كه او شكر
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: احمد آرام
ص٢٩٣