تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
بلكه به درجات افزونتر . و هم چنان كه تورات بركت بود بر بنى اسراييل قرآن نيز براى پيروان خود بركت است و آنها را از تاريكيها به سوى نور مىآورد و تكامل مادى و معنوى مىبخشد .

ابراهيم بتان را مىشكند

[ 51 / 52 ]
وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عالِمِينَ * إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ
پيش از اين به ابراهيم نيروى شناختش را عطا كرديم و به او آگاه بوديم * آن گاه كه به پدر و قومش گفت : اين تنديسها كه به پرستش آنها دل نهاده‌ايد چيستند ؟ » در عبارت « نيروى شناختش را » ضمير به ابراهيم باز مىگردد از اين عبارت برمىآيد كه خدا انسان را با ضميرى پاك آفريده است ولى چون بدون انديشه و تدبر از پدران و نياكان گمراه پيروى كند او نيز گمراه مىشود و عقل و خرد خويش از دست مىدهد . پاسخ سخيف قوم ابراهيم به ابراهيم اين بود كه ما در پرستش اين بتان از پدران خود پيروى مىكنيم . [ 53 ]
قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ
گفتند پدرانمان را ديديم كه آنها را مىپرستيدند . » [ 54 ]
قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
گفت : هر آينه شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بوده‌ايد . » ابراهيم با يك كلمه بنياد عقايد سخيفشان را در هم ريخت و آنان را در وادى حيرت افكند و آنها دريافتند كه جز ياد هيچ در دست ندارند از اين رو از ابراهيم پرسيدند كه : / 331 [ 55 ]
قالُوا أَ جِئْتَنا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ
گفتند : براى ما سخن حقى آورده‌اى يا ما را به بازى گرفته‌اى ؟ » سخن ابراهيم در اعماق روحشان نشسته بود . سؤالى كه مطرح كردند ، سؤال كسى بود كه براى خود در جستجوى فرصتى است تا مگر انديشه كند و راهى