2 - آدم نخستين كسى بود كه در دام شيطان افتاد ولى او از روى عمد مرتكب گناه نشد بلكه شيطان سبب شد كه امر پروردگارش را فراموش كند و شيطان به دروغ به خدا سوگند خورد كه خدا او را از خوردن آن درخت نهى نكرده است .
آدم هنوز نمىدانست كه ممكن است كسى پيدا بشود كه خدا را به دروغ سوگند بخورد ، و نيز شيطان او را در اشتباه انداخت كه خدا او را از هر درخت گندمى نهى نكرده ، بلكه او را از نوع خاصى از آن درخت منع كرده است . در اينجا شيطان از اين نقطهء ضعف انسان استفاده كرد ، كه با جزئى توجيهى از زير بار مسئوليت شانه خالى مىكند .
/ 243 3 - غريزهء سرورى و حب خلود دو غريزهء ريشه دار در اعماق وجود انسان هستند . با آن كه خداى تعالى آدم را در بهشت جاى داد ، آنها هنوز نمىدانستند كه مدت درنگشان در بهشت تا چه زمان خواهد بود . شيطان نيز از اين نقطهء ضعف سوء استفاده كرد ولى خوردن از ميوهء آن درخت همان بود و به جاى جاويد ماندن در بهشت ، به زمين فرو فرستاده شدن همان .
شيطان بر طبق عادت خويش از راه غرايز انسان را منحرف مىكند ، زيرا اگر انسان از غرايز خود استفادهء صحيح كند سبب عروج و اعتلاى او مىشوند و اگر از جنبهء منفى استفاده كند باعث سقوط و هبوط او مىگردد .
شيطان هنگامى كه بشر را وسوسه مىكند در چشم او آشكار نمىشود بلكه به صورت اوهام و خيالات به نزد او مىآيد .
[ 121 ]
فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ
از آن درخت خوردند و شرمگاهشان در نظرشان پديدار گرديد و هم چنان برگ درختان بهشت بر آنها مىچسبانيدند . » نتيجهء گناهكارىشان همان پديدار شدن شرمگاهشان بود در حالى كه خداوند بر آنها لباس پوشانيده بود .
/ 244
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
آدم در پروردگار خويش عاصى شد و راه گم