برتر است ذات احديت از هر تشبيه و تصورى . او ملكى است كه مالك هر چيزى است و بر هر چيزى تسلط دارد . او حق است و جز او باطل .
براى آن كه به علم قرآن دست يابيم بايد تسليم شويم و هر چه بيشتر از منبع وحى بهره گيريم بدون هيچ شتابى .
وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ
و پيش از آن كه وحى به پايان رسد در خواندن قرآن شتاب مكن . » / 239 در تفسير على بن ابراهيم در تفسير اين آيه آمده است كه چون قرآن بر پيامبر نازل مىشد پيش از اتمام نزول وحى رسول اللَّه به خواندن مبادرت مىفرمود . خداوند او را خطاب مىكند كه « در خواندن قرآن شتاب مكن » . شايد شدت علاقه و محبت آن حضرت به وحى او را به چنين كارى وادار مىكرد . خداى تعالى او را از اين عمل نهى مىفرمايد . هر علتى كه داشته باشد عجله كارى نكوهيده است به چند دليل .
1 - زيرا مؤمن شايسته است كه تسليم مطلق باشد در برابر پروردگارش تا خداوند بر علم او بيفزايد و عجله در وحى هر چند به سبب كمال شوق باشد مانع كمال تسليم مىشود و در نتيجه سبب ازدياد علم نمىشود .
2 - مهم اين است كه قرآن با دقت و تدبر خوانده شود تا معانى آن دريافته گردد . زيرا تنها از طريق تأنى و تدبر است كه ما به معنى قرآن پى مىبريم .
پس اگر كسى بخواهد قرآن را فقط به منظور قرائت بخواند بدون اين كه در معانى آن تدبر كند عملش مطلوب نخواهد بود .
وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
و بگو : اى پروردگار من ؟ به علم من بيفزاى . » مراد اين است كه پس از تسليم ، خواستار افزون شدن علم باشيم كسى كه به آنچه آموخته است غره شود و نخواهد كه بر آن افزوده شود ، خدا نيز بر علم او نخواهد افزود .
بنگريد كه چهسان خداى تعالى از پيامبرش مىخواهد كه خواستار افزونى علم خود باشد . در حديث مأثور از عايشه روايت شده كه رسول اللَّه ( ص ) مىفرمود