عملى از اعمال تو را از آن محو كرده يا ثبت ننموده باشند . مثلا اگر تو در يكى از شبهاى تاريك لحظاتى چند از خواب برخيزى و تسبيحى بگويى خداوند اين عمل تو را هر چند هم خرد و بى مقدار باشد در نامهء عملت درج مىكند و تا روز قيامت نوشته در آن نامه باقى مىماند . در متن آيه هم « ظلم » آمده است و هم « هضم » فرق ميان آن دو اين است كه « ظلم » از ميان رفتن همهء عمل است و هضم نقصان پارهاى از اجزاء است .
[ 113 ]
وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا
اين چنين آن را قرآنى عربى نازل كرديم . » / 238 عربى : به معنى بليغ است . همهء مردم آن را مىفهمند و همهء حقايق را توضيح مىدهد زبان عربى - به اعتراف علماى لغت - از ديگر زبانها از حيث بلاغت ممتاز است . بلاغتى را كه در زبان عربى هست در ديگر زبانها نمىيابيم .
وَ صَرَّفْنا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ
و در آن گونه گون هشدار داديم . » يعنى هشدارهاى خود را به شيوههاى مختلف با مثالهاى واقعى جاى داديم .
لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
شايد بترسند . » تا روح تقوا در آنها راسخ گردد . هر كس كه اين روحيه در وجود او راسخ گرديد نه ستم مىكند نه غفلت مىورزد و نه گناه مىكند زيرا او به سلاح تقوى مسلح است و پرهيز نتيجهء هشدار و وعيد است .
أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً
يا پندى تازه گيرند . » هدف قرآن افشاندن بذر تقوى است در نفس انسان . اگر دل انسان پذيراى تقوى نباشد لا اقل تذكرى يابد . و تذكر بر حسب آنچه در احاديث آمده است ياد كردن خداست به هنگام ممارست خطا . از اين رو مىتوان گفت كه تقوى نوعى عصمت است و اما تذكر همانند تقبيح كردن عمل زشت است .
[ 114 ]
فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ
پس برتر است خداى يكتا آن پادشاه راستين . »