معناى واژهها
111 [ و عنت الوجوه ] : عنوه به معناى خضوع و خوارى است و عانى به معناى اسير ، و چيزى را با عنوه گرفتن يعنى با زور اخذ كردن كه موجب خوارى كسى كه از او گرفته شده مىشود . گاهى نيز عنوه با فرمانبرى و تسليم همراه است كه ذليل از عزيز فرمان مىبرد .
121 [ و طفقا يخصفان ] : يعنى آدم و حوّا برگ بر خويش نهادند تا عريان نمانند .
/ 235
مسئوليت . . . از يادآورى تا فراموشى
رهنمودهايى از آيات :
انسان در برابر خداى سبحان با تمام وجود خاضع است و در روز قيامت اين خضوع به حد كمال است . اما در دنيا خداى تعالى به او فرصت داده تا ارادهء خويش بيازمايد . پس استطاعت آن دارد كه ترقى كند و فرا رود تا به صورت برترين مخلوقاتى كه قهرا و بگونه تكوينى در برابر خدا خاضعاند درآيد .
اين مسئوليت نياز به آن دارد كه همواره به او تذكر داده شود . هر چند انسان بر حسب طبع و فطرت احساس مسئوليت مىكند ولى بسا اتفاق مىافتد كه فشارهاى زندگى و وسوسههاى شيطانى و مسائل و مشكلات زندگى مسئوليتش را از يادش مىبرند . بنا بر اين نيازمند به هشدار دهندهاى است كه او را به مسئوليتش آگاه سازد .
از اين رو قرآن حكيم همواره يادآور اين مسئوليت است .