زمان خاضع نخواهد بود . گذشته و حال و آينده براى او يكسان است او اكنون مىداند كه مجرمان در روز قيامت هنگامى كه پس از ميليونها سال هم كه براى بازخواست حاضر شوند چه خواهند گفت .
نكتهء ديگر آن كه كسى كه از عقل بهرهء كافى نداشت عمر دنيا را ده روز پنداشته بود و حال آن كه خردمندان عمر دنيا را يك روز مىدانند ، نه حتى ده روز انسان بايد بداند كه زندگىاش كوتاه است ، بسيار هم كوتاه است و در برابر آن زندگى اخروى است كه بسيار گسترده است چنان كه در حساب كس نمىگنجد .
سعادت و شقاوت در اين جهان مرهون عمل خود اوست . پس بايد بكوشد تا خوشبخت شود .
/ 229
از صحنههاى قيامت
[ 105 ]
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ
تو را از كوهها مىپرسند . » كوههاى سخت و استوار .
فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً
بگو پروردگار من همه را پراكنده مىسازد . » [ 106 ]
فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً
و آنها را به زمينى هموار بدل مىكند . » يعنى زمينى خالى از هر اثرى از آثار زينت و زخارف دنيا .
[ 107 ]
لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً
در آن هيچ كجى و پستى و بلندى نمىبينى . » يعنى زمين مسطح مىشود نه در آن گودالى است و نه تپهاى و كوهى . همهء نشانههاى جغرافيايى از بين مىرود . تصور كنيد كه شما در نزديكى كوه هيماليا ايستاده باشيد و كوه ناگهان منفجر شود ، چه منظرهء مهيبى خواهد بود ؟
اين سؤال مطرح مىشود كه سبب چيست كه قرآن در جاههاى بسيار از پراكنده شدن كوهها و آتش گرفتن درياها و متلاشى شدن ستارگان سخن مىگويد ؟
جواب چنين به نظر مىرسد كه هر چه در جهان است براى پرستش خداست و خدمت به انسان . چون زمان وجود انسان به پايان رسد و نقش او در دنيا تمام