به انسان يادآورى مىكند كه او را با خدا عهدى است كه بايد به عهد خويش وفا نمايد .
جهانى كه در آن زندگى مىكنيم همانند زمينى است كه در آن مينهايى پنهان كرده باشند اگر بخواهيم به سلامت از آن بگذريم بايد چراغى تابان و راهنمايى دانا و بينا داشته باشيم تا از خطر مصون بمانيم . آرى ، در اين سرزمين پرخوف و خطر حيات ، قرآن همان چراغ تابان راهنما و يا راهنماى دانا و بينايى است كه انسان ضعيف را تا آستان پروردگار توانمند و توانا رهبرى مىكند .
[ 100 / 101 ]
مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وِزْراً * خالِدِينَ فِيهِ وَ ساءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ حِمْلًا
هر كس از آن رخ برتابد روز قيامت بار گناه بر دوش مىكشد * در آن كار همواره بمانند و بار روز قيامت براىشان بار بدى است . » قلب انسان به معرفتى كه در طول تجربه و تفكر به دست مىآورد روشن مىگردد مهمترين اين كانونهاى فروغمند همانا اندرزها و راهنمايىهايى است كه از منبع رسالت الهى سرچشمه گرفته باشد ، يعنى قرآن كريم .
غفلت سبب مىشود كه قلب در حجابهايى كه مانع تابش نور حقيقت مىشود فروپوشد و ابرهاى متراكمى از حسد و كينهتوزى و عقدهها / 227 و حب دنيا و دلبستگى به زخارف آن بر آسمان دل خيمه زند . اين حجابها چون دل را در خود فروپوشند و انسان را به ارتكاب معاصى وادار نمايند به صورت بارهايى گران بر دوش دنياپرستان در عالم آخرت سنگينى خواهند كرد .
« وزر » كه در آيه آمده است به معنى بار سنگينى است كه بركشندهء خود فشار آورد . مثل يك كيسهء بزرگ پر از خاك . آنان هم كه حسد مىورزند يا كينهتوزى مىكنند يا بندهء شهوات هستند يا در ظلمات غفلت سرگرداناند قلوبشان در يك فشار معنوى هولناك قرار گرفته است .
تعبير قرآنى از غفلت به « وزر » رساترين تعبير است . آيا غفلت نتيجهء فشار عوامل مادى نيست ؟ همچنين « وزر » هم از فشارهاى مادى است .