خطاب آمد كه او را مكش كه مردى سخاوتمند است . و مىگويند كه سامرى به يك بيمارى جسمى يا روحى مبتلى شد به گونهاى كه از ملاقات مردم حذر مىكرد و از آنان مىگريخت و به هر كس مىگفت به من نزديك مشو .
2 - شكستن و نابود كردن گوساله رمز نابودى انحراف و ارتداد .
وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً
اينك به خدايت كه پيوسته عبادتش مىكردى بنگر كه مىسوزانيمش و به دريايش مىافشانيم . » موسى گوساله را سوزانيد و خاكسترش را در دريا ريخت يا ريشهء فتنه را بركند . نمىخواست حتى ذرهاى از آن يا خاكسترش باقى بماند تا مباد در آينده مورد تقديس طاغوتان گردد .
از اين آيه درمىيابيم كه برانداختن طاغوت كافى نيست بلكه بايد ريشهء آن را بركند همهء آثار و نمادها حتى قصرهاى او را هم نابود كرد . درست است كه از آن زيانهايى حاصل مىشود ولى زيانى كه از باقى ماندن آن چيزها به جامعه مىرسد بسى بيشتر خواهد بود .
[ 98 ] خطاب اول به هارون بود كه زمام رهبرى را در آن زمان در دست داشت و خطاب دوم به سامرى بود كه سبب انحراف و ارتداد شده بود ولى خطاب سوم به بنى اسراييل است كه مىفرمايد :
/ 221
إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
جز اين نيست كه خداى شما اللَّه است كه هيچ خدايى جز او نيست . » پس گوساله را مپرستيد ، مال و مالداران را مستاييد . پرستش از شدت علاقه و محبت حاصل مىشود . بايد به ياد داشت كه خداى تعالى از اعماق دلهاى ما آگاه است دلهايى را كه به باطل ميل مىكنند مىداند .
وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً
و علمش همه چيز را دربر گرفته . » پايان آيه با همهء داستان هماهنگ است ، زيرا گناه و توجيه گناه چيزى نيست كه از خداوندى كه علمش بر همه جا و همه كس احاطه دارد مخفى بماند .