حسد كارش را به انحراف كشانيد و به حدى سقوط كرد كه خداى تعالى او را به سگى تشبيه كرد كه در هر حال چه به او حمله كنند و چه به حال خود رهايش كنند زبان از دهان بيرون مىكند . سامرى هم از اصحاب موسى بود ولى نمىتوانست رياست هارون را برتابد ، پس گوساله ساخت و كرد آنچه كرد . زبير بن العوام همچنين بود . همراه رسول اللَّه نبرد مىكرد و از او دفاع مىنمود ولى چون رياست در برابرش چهره گشود توان صبرش نبود .
/ 219 مؤمنان صادق آنهايى هستند كه در برابر عوامل انحراف چون حسد و حب دنيا مقاومت مىكنند اگر نتوانند مقاومت كنند سقوط مىكنند و به آتش جهنم گرفتار مىآيند .
ديگر آن كه بعضى هستند كه در لحظات آخر حيات منحرف مىشوند و به جهنم مىروند . اينان به خود ، مغروراند .
سوم از علل مهم انحراف آرزوى دراز و آزمندى است اينها نمىگذارند تا شخص روى به توبه آورد . زيرا مىپندارد همواره در اين جهان خواهد بود .
[ 97 ] اما موسى ( ع ) چگونه توانست مشكل سامرى را حل كند . به دو طريق :
1 - عزل سامرى از جامعه . زيرا كه او ريشهء فساد و فتنه بود .
قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ
گفت : برو . در زندگى اين دنيا چنان شوى كه پيوسته بگويى « به من نزديك مشو » و نيز تو را وعدهاى است كه از آن رها نشوى . » آرى ، بايد ريشهء فساد را بركند . مثلا به جاى مبارزه با شرابخوارى و فساد اخلاقى و برنامههاى گمراه كنندهء رسانهها بايد با طاغوتى كه پشت سر آنها ايستاده است مبارزه كرد و به حيات او پايان داد .
موسى ( ع ) سامرى را نكشت تا هم چنان به عنوان يك نمونهء كامل شكست خورده از يك فرد فرصت طلب عبرت مردم شود .
/ 220 در خبر آمده است كه چون موسى آهنگ قتل سامرى نمود از رب العزة