انقلاب تحققش به شرايط مناسب بستگى دارد . در واقع قوم بنى اسراييل اكنون با مسئلهء تازهاى رو به رو شده و از آنجا كه در هر تازهاى لذت ديگر است چنان به زرق و برق گوساله فريفته شدهاند كه براى انصراف از آن نياز به زمان دارند . بايد كم كم نقطههاى ضعف و جنبههاى منفى قضيه آشكار شود . و پس از يك سلسله روشنگريها ضربهء انقلابى فرود آيد .
[ 94 ] وقتى كه موسى هارون را مورد عتاب قرار داد و دست در سر و ريش او افكند و به سوى خود كشيد هارون از برادر خود خواست كه بدان سبب كه قوم به حرف او گوش ندادهاند خشمگين نشود ، زيرا اگر شدت عمل به خرج مىداد همانا پراكنده مىشدند . چه بسا چنين حركتهاى حساب نشدهاى نتيجهء منفى در پى داشته باشد . پس بايد صبر كند تا موسى باز گردد .
اختلاف ميان موسى و هارون در نظر اول در موضوع درك موقعيت بود نه در حكم شرعى . هارون دريافته بود كه وضع به گونهاى نيست كه او شدت عمل به خرج دهد . موسى هم سفارش كرده بود كه « اصلاح كن و از پى مفسدان قدم منه » موسى مىپرسد / 217 چگونه شد كه هارون در برابر اين انحراف بزرگ سكوت كرد . تغيير رهبرى و شرك به خدا و پرستش گوساله چيزى نيست كه به آسانى بتوان از كنارش گذشت . بر هارون لازم بود كه در باب مقاومت در برابر انحراف به همان راهى رود كه موسى رفته است ولى هنگامى كه عذر هارون را شنيد و دانست مصلحت را اقتضاى سكوت او بوده ، خشم او نيز فرو نشست .
قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي
گفت اى پسر مادرم ! چنگ به ريش و سر من مينداز . من ترسيدم كه بگويى كه تو ميان بنى اسراييل جدايى افكندى و گفتار مرا رعايت نكردى . » آن زمان كه موسى گفت : « اصلاح كن » .
از سوى ديگر خشم ظاهرى موسى براى آن بود كه موقعيت را براى مردم توضيح دهد . پس آرام گرفت .