مسلما بنى اسراييل خود در برابر پروردگارشان تحدى نكرده و به منازعه برنخاسته بودند تا مشمول غضب او گردند بلكه پيروى از سامرى كرده بودند . يا فريب او را خورده بودند و اين گناهى درخور بخشايش بود .
[ 87 ]
قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا وَ لكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْناها
گفتند : ما به اختيار خويش وعدهء تو خلاف نكرديم بارهايى از زينت آن قوم بر دوش داشتيم ، آنها را در آتش بيفكنديم . » و اين انحراف از جانب شخص ديگرى بود . سامرى بود كه طلاها و نقرههاى ما را كه از فرعونيان گرفته بوديم از ما بستد و از آن گوسالهاى زرين ساخت . معلوم است كه قوم موسى مىخواهند عمل خود را توجيه كنند و بار مسئوليت از دوش خود بردارند .
فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ
و سامرى نيز بيفكند . » / 209 سردستهء گروه فرصت طلبان جدايى طلب كه غالبا در ميان هر نهضتى نظاير آن را توان يافت . از اين آيه بر مىآيد كه سامرى تنها نبوده كه قوم را به گمراهى كشيده . اينان گروهى توطئهگر بودند ولى سامرى رهبرى آنها را به عهده داشته .
در معنى « سامرى نيز بيفكند » چند وجه است يكى آن كه در قلوب آنها تخم خدعه و فريب افكند . يا آن كه سامرى بود كه زينت قوم در آتش افكند يا آن كه سامرى هر چه زر و سيم داشت در آتش انداخت .
[ 88 ]
فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ
و برايشان تنديس گوسالهاى كه نعرهء گاوان را داشت بساخت . » يعنى جسد مردهاى كه عارى از زندگى بود ولى از آن بانگ گاو بيرون مىآمد .
دربارهء گوسالهء سامرى اقوال مفسرين مختلف است . بعضى مىگويند كه گوساله حركت مىكرد ، زيرا سامرى از جاى پاى جبرييل مشت خاكى برداشته بود جبرييل سوار بر اسب آمده بود تا اسبان فرعونيان را كه از رفتن به دريا واپس مىكشيدند ترغيب كند كه به دريا بروند . خاكى كه اسب جبرييل بر آن قدم مىنهاد