يعنى قوم من هم چنان پيرو من هستند و راهرو راه مناند .
وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى
اى پروردگار من ! من به سوى تو شتافتم تا خشنود گردى . » آنچه مرا به شتاب واداشت عشق ديدار تو بود . اين آيه حكايت از عشق بسيار موسى به خدا دارد . شتاب او براى نيل به خشنودى او بود . چنين است حال كسانى كه حلاوت مناجات با پروردگار را چشيدهاند و به قرب او انس گرفتهاند و خدا به قلبشان تجلى كرده . اينان پروانهوار مجذوب پرتو عشق پروردگار خود هستند .
و چون جمال محبوب خويش ببينند جمال هر كس از ياد ببرند .
از اين رو رسول اللَّه در محراب عبادت خويش هم چنان در التهاب مناجات با خداى خود بود تا وقت نماز كى در رسد و چون وقت نماز مىرسيد مىگفت : اى بلال ما را به نماز راحت بخش .
مؤمنان صادق هم از پروردگار خود مىخواهند كه نور معرفت در دلهايشان بتاباند و از جمله كسانى گردند كه راحت و آسودگيشان در ديدار محبوب است و همهء عمر در ناله و زارىاند ، تا مگر جمال دلآراى معشوق واقعى خويش را دمى بنگرند . و در برابر عظمت او ساجداند و راكع . شبها را به خدمت او زنده مىدارند و سرشك اشتياقشان بر چهره مىغلتد و قلوبشان رهين محبت اوست . . . ( برگرفته از صحيفهء سجاديه ص 249 ) / 207 و همواره اين ذكر را مكرر مىكنند كه :
واى خداوندى كه انوار قدس تو چشمان عاشقان را مىنوازد و پرتو چهرهء تو قلوب عارفان را به شوق مىآورد ! اى آرزوى دل مشتاقان و اى غايت آمال محبان ! ( همانجا ) [ 85 ] غيبت موسى فرصتى به دست فرصت طلبان داد تا به حسب منافع خود فتنهانگيزى كنند .
قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ
گفت : ما قوم تو را از پس تو آزموديم و سامرى گمراهشان ساخت . » معلوم مىشود كه سامرى مردى منافق بوده است و همواره مترصد فرصت ، تا