پيش از ظهور حضرت رسول در مكه صاحب سلطه و مزايايى بودند و اسلام بر آن مزايا و سلطه خط بطلان كشيد .
[ 91 ]
قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى
گفتند كه ما همواره به پرستش او مىنشينيم تا موسى به نزد ما بازگردد . » به نظر من وابستگى و تعلق خاطر بنى اسراييل به موسى بيشتر از تعلق خاطر و وابستگى آنها به امر رسالت او بود . مثلا موسى برادر خود هارون را به عنوان وصى و جانشين كه امتداد رسالت او بود بر آنها برگماشت ولى بنى اسراييل به سخن او گوش فرا ندادند و هر چه آنها را از پرستش گوساله منع كرد به او گوش نسپردند تا موسى خود بازگشت .
اين فتنه براى بنى اسراييل مفيد بود ، چه ، گروههايى را جدا كرد كه هنوز رسوبات جاهليت در آنها وجود داشت در برابر گروههاى اصلاح طلب ديگرى كه در ايمانشان صادق و مؤمن بودند . دومين فايده اين كه دژبنديى بود عليه انحرافات فكرى و اجتماعى كه در آينده در مسيرشان قرار مىگرفت كه اين پس از زمانى بود كه موسى در ميان آنها حضور نداشت .
/ 211 طبيعت انسان اين است كه همواره بر گرد محور اشياء بى ارزش بچرخد و چون بخواهد خود را به درجهء عالى ايمان فرابرد با مشكلاتى رو به رو خواهد شد .
بشر براى اين كه از آنچه طبيعت اوست ببرد و به آنچه عزت و اعتلاى او بدان وابسته است بگرايد نياز به تربيت و تعليم و راهنمايى دارد .
اگر انسان را هم چنان اسير طبيعتش رها سازند اى بسا تا درهء ژرف بت پرستى هم هبوط كند .
بنى اسراييل به چنين درهء ژرفى در حال هبوط بودند آن گاه كه موسى از ميان آنها رفته بود و چون باز آمد بار ديگر از ضلالت به هدايت راه يافتند . و اين عبرتى است بزرگ براى همگان .