تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
مىخوانيد سحرهاست . سپس آن جناب به قول حضرت يعقوب عليه السلام كه به فرزندانش گفته بود :
« سوف استغفر لكم ربّى »
يعنى به زودى براى شما از پروردگارم آمرزش مىطلبم ، اشاره كرد و فرمود : حضرت يعقوب خواستهء فرزندانش را كه طلب آمرزش بود تا سحر تأخير انداخت . 135 - اى روح آرامش يافته . خوشنود و پسنديده بسوى پروردگارت باز گرد و در زمره بندگان من داخل شو و به بهشت من در آى . 136 - بگو اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگار من مركب شود ، دريا به پايان مىرسد و كلمات پروردگار من به پايان نمىرسد هر چند درياى ديگرى به مدد آن بياوريم . 137 - همانا ربّ اسمى است كلى كه با همهء معانيش در جميع اسماء كلّى و جزئى سريان دارد و در هر اسمى ، مناسب با همان اسم خود را نشان مىدهد ، پس حقيقت هر موجودى از حقيقت إلهيّة اصليّة يا حقيقت إلهيّة فرعيّه‌اى كه نهايتى برايش متصور نيست ، سرچشمه مىگيرد . وجودى كه به هر يك از موجودات منسوب است و در مراتب كونية ( مرتبهء روح - مرتبهء مثال - مرتبهء حسّ ) ظاهر گشته . از حضرت اسم متعيّن به همان حقيقت الهيه ، متعيّن است . پس همان اسم پرورنده و متولى تربيت آن موجود خواهد بود . . . . . . و امّا پيامبر ما محمّد صلى اللّه عليه و آله پس برترين آبخور كه عبارت از تجلّى اوّل است به او اختصاص يافته ، و تجلى اول در مرحلهء نخستين ، نور حضرت ختمى است و در مرحلهء بعدى ربّ و پرورنده آن حضرت و همين تجلى اوّل أصل و مبدأ جميع اسماء و تعيّنات ( علميّه و وجوديه ) است كما اينكه همو منتهى و غايت همه مىباشد . همانگونه كه خداوند دربارهء منتهى مىفرمايد : و إنّ إلى ربّك المنتهى ( و همانا منتهاى همه به سوى پروردگار توست ) و دربارهء مبدأ فرمايد :
قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربّى
( بگو : اگر دريا مركب شود تا كلمات پروردگارم را ثبت كند . . . تا آخر ) . 138 -
يا أيتها النفس المطمئنة ارجعى إلى ربك راضية مرضية فادخلى في عبادى و ادخلى جنتى
( آخر فجر ) .