فصل اوّل
در معنى مثل افلاطونى و اثبات آن در رسالهاى جداگانه به تفصيل بحث كردهايم ، در اين كرّاسه از عالم مثال بحث مىشود كه از آن در لسان شرع انور تعبير به برزخ شده است قوله سبحانه :
وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
عالم مثال غير از عالم مثل است : مثل مفارقات نورية و مجرّدات محضهاند ، مثال عالم ابدان روحانى است كه مجرّد بتجرّد برزخىاند و سخن در اثبات عالم مثال منفصل است كه آن را مثال اكبر و خيال منفصل و صور معلّقه و مثل ظلمانيه و مثل معلّقه نيز مىگويند در مقابل اشباح خيالى در وعاى ادراك نفس ناطقه كه آن را عالم مثال متّصل و خيال متّصل مىگويند و أبدان معلّقه نيز مىنامند .
عالم مثال اكبر را اقليم ثامن نيز مىنامند زيرا عالم مقدارى را هشت قسم گفتهاند كه هفت از آنها اقاليم هفتگانه است كه در آنها مقادير حسّى است ، و اقليم هشتم كه در آن مقادير مثالى است كه عالم مثل معلّقه است « 1 » .
حكماى مشّاء قائل به عالم مثال منفصل نزولى نيستند و در ردّ آن انكار و اصرار دارند ، چنانكه حكماى اشراق در اثبات آن .
بدان كه عمده مطلب در اين باب ، اثبات عالم مثال منفصل در قوس نزولى است
هامش
( 1 ) . شرح حكمة الاشراق - ط 1 - ص 556 ؛ و كشكول شيخ بهائى - چاپ نجم الدوله - أوائل جلد چهارم - ص 379 .