تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
كه متصل است به دو ربع مذكور ، پس قوسى كه ما بين مدخل و مخرج ظل باشد ممكن بود كه بيشتر از نصف دور بود به نسبت با يكى از اين دوائر كه مرسوم اند بر مركز قاعده مقياس . و چون ظل مقياس متناقص است در نصف شرقى ، و متزايد در نصف غربى پس اعتبار مدخل و مخرج به نسبت با دائره صغيرتر كه ما بين المدخل و المخرج از آن كمتر از نصف دور بود اولى باشد از آن كه به نسبت با دائره عظيمه كه ما بين المدخل و المخرج از آن دائره بيشتر از نصف دور بود تا دائرتين زمانى المدخل و المخرج را ، انحراف از موازات كمتر لازم آيد ، و در جميع اوضاع قوسى كه ما بين المدخل و المخرج افتد چندان كه كمتر باشد عمل به تحقيق نزديكتر بود » . اين بود كلام فاضل قوشچى كه از شرح وى بر زيج الغ بيك نقل كرده ايم ، و در توضيح بعضى از مطالب وى گوييم : آن كه گفته است : « اگر مدار يومى آفتاب در جانب شمال بود از معدل النهار مى گوييم دائره اول سموت مدار را قطع كرده باشد يا نه ، اگر قطع نكرده باشد » . . . بيانش اين كه مداراتى كه در جهت قطب ظاهر است چون بعد يكى از آنها كمتر از عرض بلد بود آن مدار در دو نقطه فوق الارض به يكى شرقى و ديگرى غربى ، مقاطع دائره اول سموت شود . و چون آفتاب به يكى از آن دو نقطه رسد دائره اول السموت دائره ارتفاع شود ، و خط ظل كه بر فصل مشترك است ميان دائره ارتفاع و سطح افق منطبق شود بر فصل مشترك ميان اول سموت و افق و آن خط اعتدال است . و آن كه گفته است : « پس قوسى كه ما بين مدخل و مخرج ظل باشد ممكن بود كه بيشتر از نصف دور بود به نسبت با يكى از اين دوائر كه مرسوم اند بر مركز قاعده مقياس » . بيانش اين كه فاضل قوشچى در عمل دائره هندى چندين دائره ترسيم مىكند كه لا محاله بعضى خردتر و بعضى بزرگتر خواهد بود ، كه يكى از آنها مساوى