شايسته كوتاه تر باشد تا طرف ظل در تمام روز خارج دائره نباشد و يا فقط مماس با دائره نگردد و آن را قطع نكند و مدخل و مخرج نداشته باشد .
بدان كه همين مضمون را آن جناب در رساله « افراد المقال في امر الظلال » نيز آورده است ، و سخن علامه نيشابورى در شرح مجسطى نيز همين است ، بلكه عبارت نيشابورى بايد نقل همين عبارت بيرونى بوده باشد .
آن كه در آغاز گفته ايم كه « : ظل مقياس تا حدى معتنى به در قبل از نصف النهار داخل دائره شود » بدين علت است كه اگر دخول و خروج ظل در وقت قرب شمس به افق و يا به نصف النهار باشد عمل بدقت تمام نشود چه در هنگام قرب شمس به افق رأس ظل متشتت است ، و بقرب نصف النهار تقلص و انبساط آن بطيى است ، و در هر دو صورت وقت دخول و خروج آن بتحقيق تعيين نمى شود . و قيد « صالحا » را بيرونى براى همين جهت آورده است كه مقياس زياد كوتاه نباشد تا ظل آن زمان قرب شمس به افق دائره را قطع كند و داخل دائره گردد ، و نه زياد بلند تا زمان تقاطع ظل با دائره در نزديكى نصف النهار باشد .
خواجه طوسى در فصل دوازدهم باب سوم تذكره در هيئت ، و علامه حلى در منتهى فقه فرمودند كه : بايد نصف قطر دائره دو برابر مقياس باشد ( ترسم دائرة نصف قطرها به قدر ضعف المقياس ) . مضمون و مفاد اين تعبير همانست كه طول مقياس به قدر ربع قطر دائره باشد .
شيخ بهاءالدين عاملى در تشريح الافلاك گفته است كه اندازه مقياس قريب به ربع قطر دائره باشد « . و تنصب على مركزها مقياسا على قوائم يقارب ربع قطرها ) .
و فاضل بيرجندى در شرح زيج الغ بيك ، و ملامظفر گونابادى ( جنابذى ) در رساله قبله تفصيل داده اند به اين عبارت : ليكن عادت به آن جارى شده است كه طول آن را در زمستان به قدر ربع قطر دائره كنند و در تابستان ثلث قطر دائره .
بيان :
كسانى كه اندازه مقياس را ربع قطر دائره گفته اند بدين نظر است كه در اكثر آفاق معموره ظل آن داخل دائره مىشود و آن را مدخل و مخرج خواهد بود .
قيد اكثر را از اين روى آورديم كه در همه آفاق شمالى هرگاه شمس در منقلب شتوى بود ظل مقياس داخل دائره نمى شود . مثلا در عرض چهل درجه