تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
متعلقات به قدر الوسع و الطاقه بسطى تمام و تنقيحى به اكمال انتظام داده . . . » ول‌ى افسوس كه چنين اثر گرامى ناتمام مانده است ، اعنى مؤلف به اتمام آن دست نيافته است . شگفت اين كه نحوه تحرير مطالب و رشته انتظام معارف آن به شيوه و شاكله همين كتاب مستطاب « دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى » است . در اين كتاب از آن جناب استفاده مى نمائيم ، و به نقل نكات علمى آن تبرك مى جوئيم . در همين مسأله قطب نما كه موضوع بحث اين درس است گويد : « و از جمله آلات مصنوعه كه سمت قبله را از آن معين كنند قطب نما است . و آن معروف است كه حقه مانندى سازند مدور كم عمق از فلز برنج و غيره . در وسط آن سوزن مانندى نصب كنند ، و ميلى از مغناطيس مستطيل بر آن سوار كنند كه يكسر آن بالطبع به شمال مايل است ، و طرف ديگرش به سمت جنوب ايستد كه از طرفين آن دو نقطه شمال و جنوب را در هر مكان معلوم نمايند ، و آن ميل به منزله خط نصف النهار باشد . و دوره آن را به سيصد و شصت قسم نمايند كه به منزله دائره افق بود . و آن را چهار ربع كنند كه هر ربعى نود درجه شود ، و بر سر هر ربعى يكى از چهار سمت مشرق و مغرب و شمال و جنوب رقم كنند . و بر روى شيشه آن شبكه اى از برنج و نحو آن قرار دهند ، و در وسط آن عقربه اى نصب كنند كه يكسر آن به وسط محكم باشد ، و طرف ديگرش بر تمام آن دائره بگردد . و چون دو طرف ميل مذكور را بر دو نقطه جنوب و شمال آن دائره منطبق سازند ، پس عقربه برنجى را بگردانند و بر درج‌ه اى گذارند كه در جهت و مقدار مساوى باشد با انحراف موضع مطلوب ، پس در آنحال آن عقربه مسامت قبله آن موضع خواهد بود . و اين بواسطه ميل طبيعى مغناطيس است به جانب شمال و جنوب ، و حكمت اين قوه جاذبه را تا كنون احدى معلوم نكرده است . و آن از حكمتهاى بالغه الهيه است كه خالى از غرابت نيست ، و از قبيل محبت و تعشقى است كه حضرت بارى تعالى در بسيارى از مخلوقات سارى و جارى ساخته : اما وجود محبت در انسان و حيوانات در غايت وضوح و اشتهار است كالشمس في