حالا به عبارت طريق سوم توجه بفرمائيد :
طريق سوم « : يك جفت آلت ساعت كه به غايت جودت و استواى حركت باشد بهمرسانند ، و بعد استخراج خط نصف النهار حينى كه ظل مقياس بر خط نصف النهار منطبق شود ، در آن ، آن يك آلت را در بلد معلوم الطول از ابتداى حركتش روان سازند و جانب بلد مطلوب الطول سير نمايند ، و روز دوم هر گاه آلت اول به مبدء نهارى خود رسد و قبل از آن كه حركتش بند شود آلت دوم را مطابق حركت آلت اول جارى سازند ، و همين سان بر سبيل تبادل هر روز حفاظت حركت آلت ساعت نموده باشند تا به همين عنوان در بلد مطلوب الطول رسند ، پس خط نصف النهار در آنجا استخراج كنند و به وقت منطبق شدن ظل مقياس بر خط نصف النهار ملاحظه كنند كه حركت آلت به مبدء نصف النهار رسيده يا متقدم و متأخر است ، اگر به مبدء رسيده باشد طول هر دو موضع متساوى باشد ، و اگر متقدم است به قدر ساعات و دقائق تقدم طول شرقى باشد ، و اگر متأخر است به قدر همان تأخر طول غربى بود » . ( ص 80 زيج بهادرى ط 1 هند )
بيان :
يك جفت آلت ساعت فقط براى حفظ حركت است از نصف النهار شهرى كه آن را اصل قرار داده اند چنان كه فرمود قبل از آن كه حركتش بند شود آلت دوم را . . . كه براى همان حفظ حركت از نظر نصف النهار شهرى يعنى مبدأى كه اصل قرار داده اند مى باشد . لذا اگر آلت ساعتى باشد كه كوك او براى يك هفته يا يك ماه ، و خلاصه اين كه به مقدار زمان بين الطولين كفايت باشد همان يك آلت ساعت كافى است و احتياج به دو آلت ساعت نيست .
سه طريق ياد شده در دانستن اطوال بلاد ، در انكشاف دهم حرز چهارم خزينه پنجم جامع بهادرى نيز آمده است ( ص 675 ط 1 هند ) . و چنان كه در پيش اشاره كرده ا يم باب اول مقاله پنجم قانون مسعودى ( ج 2 ص 507 ط 1 هند ) در تحصيل اطوال بلاد از كسوفات يعنى از انخسافات قمر است . و چند باب بعد آن نيز در تحصيل اطوال بلاد است كه مبتنى بر قواعد رياضى است و بايد در دروس آينده عنوان شود .