7 در علم هيأت براى تسهيل تعليم و تعلم ، و تفهيم انواع حركات كواكب ، افلاك مجسمه يعنى آسمانهاى جسمانى تصوير شده است ، و از آن تعبير به « هيئت مجسمه » مىشود .
8 فرضيه « افلاك مجسمه » علم هيئت ، در كتب فلاسفه رسوخ كرده است و مأخذ عقيدت فلكى جسمانى فلاسفه شده است .
9 در طبيعيات فلسفه براى اثبات مشخص و محدد جهات طبيعى علو مطلق و سفل مطلق ، فلكى مجسم قائل شده اند ، و آن را « محدد الجهات » ناميدند .
10 با محقق بودن قوه جاذبه زمين نيازى براى اثبات فلكى مجسم به نام محدد الجهات نيست .
11 ثابت بن قره كه از دانشمندان رياضى و هيوى بزرگ پيشين است ، به چند قرن قبل از اسحاق نيوتن ، قائل به قوه جاذبه زمين بوده است .
12 پيشينيان قائل به حركت وضعى و انتقال زمين بوده اند ، و كپرنيك و گاليله بدان متفرد نبوده اند .
13 در طبيعيات فلسفه براى اثبات مبادى حركات گوناگون ، قائل به افلاك مجسمه شده اند .
14 دانشمند هيوى اگر چه زمين را متحرك بداند بايد در مقام اعمال رصدى آن را ساكن فرض كند تا حركات و اوضاع كواكب را نسبت بدان بدست آورد .
15 توهم گشتن كرات كواكب به گرد كره زمين چنانست كه كسى تخيل كند به مثل كوهى مجذوب دانه خردلى است و به گرد او مى كردد ، و عكس آن را غلط بداند .
16 در جوامع روائى ، اطلاق فلك در ملكوت عالم نيز به كار رفته است ، چنان كه سماء يعنى آسمان در قرآن و خبر به معنى مطلق بلندى آمده است خواه طبيعى و خواه ما فوق طبيعى .
17 دائره نصف النهار در روايت هم تعبير به فلك شده است و هم به حلقه .
18 فلك به مجموع هيأت عالم جسمانى نيز اطلاق شده است ، و در روايت نيز .
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 765
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٧٦٥