اين بود ريشه تاريخى رسم و آيين عوام الناس درگاه خسوف و كسوف نيرين . و آنچه را كه شريعت ختم محمدى صلى الله عليه و آله در هنگام انخساف و انكساف دستور داده است نماز آيات است ، آن هم نه براى اين كه به نماز و دعا ظل از ماه و آفتاب كناره كند كه اين بى معنى است ، بلكه توجه مردم در هر حال بخصوص در حال ظهور آيتى از آيات قيامت و امر مخوف به خداوند مهر و ماه بوده باشد و به او ملتجى شوند و بدانند كه همه مسخر امر پروردگارند .
بسيار شايسته است كه بحث را به يكى از غرر احاديث پايان دهيم تا هوشمند گزين و دانشمند راستين را حجتى بالغ و برهانى قاطع بوده باشد و بداند كه منطق وحى محمدى ( ص ) محض حق و عين صوابست . و آن اين كه جناب ثقة الاسلام كلينى در باب صلوة كسوف از كتاب صلات كافى به إسنادش روايت كرده :
« عن على بن عبدالله قال سمعت أباالحسن موسى عليه السلام يقول : إنه لما قبض ابراهيم بن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم جرت فيه ثلاث سنن ، أما واحدة فانه لما مات انكسفت الشمس فقال الناس انكسفت الشمس لفقد ابن رسول الله صلى الله عليه و آله فصعد رسول الله المنبر فحمد الله و أثنى عليه ، ثم قال : يا أيها الناس أن الشمس و القمر آيتان من آيات الله تجريان بأمره مطيعان له لاتنكسفان لموت أحد و لا لحياته فاذا انكسفتا أو واحدة منهما فصلوا ثم نزل فصلى بالناس صلوة الكسوف » .
( فروع كافى چاپ سنگى رحلى ص 129 )
يعنى روزى كه ابراهيم فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله وفات كرده بود سه سنت جارى شده است ، يكى اين كه آفتاب منكسف شد ، مردم گفتند چون فرزند رسول خدا وفات كرده است آفتاب منكسف شده است . رسول خدا به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : اى مردم آفتاب و ماه دو آيت از آيات الهى اند كه به امر او سير مى كنند و مطيع فرمان اويند ، به ممات و حيات كسى منكسف نمى شوند . پس هرگاه انكساف ماه يا آفتاب روى داد نماز بخوانيد . سپس از منبر فرود آمد و با مردم صلات كسوف بجاى آورد .
منطق شريعت اين گونه است كه متن علم و صرف حقيقت است . يك حرف
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 763
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٧٦٣