تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢
هياهوهاى مهيب و هلهله هاى هولناك سر مى دادند ، و مردها پى در پى بسوى ماه يا خورشيد تفنگ شليك مى كردند كه ظل بترسد و خود را كنار بكشد . و چون انجلاء آغاز مى شد به گمان اين كه اژدهاى ظل از صداى مس و فرياد و تفنگ آنها ترسيده است و دارد خود را كنار مى كشد و ماه و يا آفتاب را رها مىكند به شور و هيجان بيشتر مى افتادند و به اضعاف آنچه كرده بودند عمل مى كردند . و شايد اين پندار و آيين تا امروز هم ادامه داشته باشد . از اين رسم و آيين عوام مسلمانان چنان گمان افتد كه اجراى يك سنت دينى و دستور قرآنى آنان است . و لكن حقيقت امر اين است كه خواجه نصيرالدين طوسى با بناى رصدخانه مراغه و تدوين و تنظيم زيج ايلخانى وقوع خسوفى را در اواسط يك ماه قمرى استخراج كرده بود ، و قبل از وقوع خسوف آن را به اطلاع هلاكوخان مى رساند ، و هلاكو هم با همه تحمل مخارج و مشكلات در بناى رصدخانه و ترتيب زيج ايلخانى توقع و انتظار اين گونه نتيجه رصدى را نيز داشت . خواجه طوسى كه صدراعظم بود ، قضا را در يكى از لشكر كشى هاى هلاكوخان نيز با اردو بوده است كه مصادف مىشود با شب انخساف قمر ، تصادفا در ساعت معين خسوف چون اواسط شب بوده هلاكوخان بخواب فرو مى رود ، خواجه فكر مىكند كه اگر براى اين مطلب او را بيدار كند ممكن است با خوى عصبى كه دارد باعث تغير او شود ، و اگر بگذارد صبح شود ممكن است وقوع خسوف را باور نكند ، لذا تدبيرى به كار مى برد و به لشكريان مى گويد : اژدها ماه را گرفته ، و شما مس بكوبيد و هياهو كنيد تا اژدها بترسد و ماه را رها كند ، در نتيجه اين تدبير و بر اثر صداى كوبيدن مس و هياهوى لشكر هلاكوخان از خواب بيدار و از موضوع مستحضر مى گردد . اين دستور خواجه از ناحيه افراد سپاه در اطراف و اكناف از شهر و ده دهن بدهن افشاء گرديده است . از آن ببعد هر موقع خسوف يا كسوف واقع مى شده عوام الناس براى ترسانيدن اژدها كه ظل است مس مى كوبيده اند ، و بعدا شليك تفنگ و ديگر خرافات هم بر آن اضافه شده است . و مشابه آن در رساله حدوث صدرالمتألهين از ثالس ملطى نقل شده است . ( ص 68 ط 1 ) .