گزاف در دين الهى راه ندارد . و نفى كسوف شمس و قمر به موت و حيات كسى ، خود از اعظم آيات نبوت و دليل صدق آن حضرت است . آن سه سنت كه در حديث آمده است ، در مرأة العقول گويد :
« إحدى السنن وجوب الصلاة للكسوف ، و الثانية عدم وجوب الصلاة و لا رجحانها على الطفل قبل أن يصلى ، و الثانية عدم نزول الوالد في قبر الولد » .
يعنى يكى از آن سه سنت وجوب صلات كسوف است . و دوم عدم وجوب و رجحان آن بر طفلى كه هنوز نماز بر او واجب نشده است . و سوم عدم نزول والد در قبر ولد ( كه كراهت دارد پدر فرزندش را به خاك بسپارد ) . و السلام على من اتبع الهدى .
فلك نهم :
ذكر مطالب رئيسه رساله كه به منزلت فذلكه مباحث آنست :
1 افلاك در علم هيئت از قديم الدهر به معنى مدارات اجرام اند ، و عالم رياضى به جز آن نظر ندارد ، چنان كه ابوريحان بيرونى در قانون ، و دانشمندان ديگر در كتب و رسائلشان ، بلكه بطليموس در مجسطى تصريح كرده اند كه عالم رياضى را خطوط مجرد از افلاك مجسم كفايت است ، و بطليموس در مجسطى اصلا التفات به تجسيم افلاك ننموده است و متعرض بدان نشده است .
2 افلاك به معنى مدارات و دوائر در علم هيئت تعبير به « فلك رياضى » و « هيئت غير مجسمه » نيز مىشود .
3 تعبير به « فلك » شيواتر از تعبير به « مدار » و مانند آنست .
4 دانشمندان هيوى فلك را بر جسم كره مطلقا خواه عنصرى و خواه سماوى اطلاق كرده اند .
5 ابوريحان بيرونى « فلك » را بر دائره نصف النهار و ديگر دوائر عظام اطلاق كرده است .
6 تجسيم افلاك مسأله طبيعى است و مربوط به فلسفه است نه هيئت .