تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
چه بسا ارباب مؤلفات كه فرق ميان علم هيئت و تنجيم را نگذاشته اند ، و به اطلاق آنچه كه خود انگاش‌ته اند حرفهائى نادرست و ناروا نگاشته اند . و چون در نقل اقوال آنان سودى نديده ايم دست نگاه داشته ايم . اما مطلب دوم اين كه تكذيب منجم در برخى از روايات چنان كه از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مأثور است كه « كذب المنجمون و رب الكعبة » ناظر به آن منجمى است كه منكر ماوراى طبيعت است و تأثير اجرام علوى را از خود آنها بالذات مىداند . مرحوم صدوق در ابواب خمسه از كتاب خصال پس از نقل دو حديث در نكوهش منجم : يكى اين كه « : المنجم ملعون . . . » ، و ديگر اين كه « : المنجم . . . في النار » فرموده است : « قال مصنف هذا الكتاب رحمه الله : المنجم المعلون هو الذى يقول بقدم الفلك ، و لا يقول بمفلكه و خالقه عزوجل » . ( ط 1 على چاپ سنگى ج 1 ص 143 ) پس بايد ميان منجم الهى و منجم طبيعى فرق گذاشت ، نه اين كه به اشتراك لفظى هر دو را يكنواخت شناخت و بر هر دو تاخت و دهن ناشايسته به سخن نابايسته گشاد . كلمه منجم مانند كلمه فيلسوف و دكتر است . فيلسوفى مثلا داناى به مسائل فيزيك يعنى طبيعى ، و همچنين به قضاياى رياضى است و آگاه به برخى احكام و احوال كائنات مادى است و خيلى هم در كارش زحمت كشيده و در صنعتش ماهر و در پيشه اش چيره دست است ، ولى منكر متافيزيك يعنى ماوراى طبيعت است . و بر اين پندار است كه ماده اصل است و به تراكم و تصادم ذرات اتمى اين پيكرهاى هستيها به نحو اتفاق تحقق يافته اند ، لذا مبدء را كه ماده است بى اراده ، و در فعلش كه صور گوناگون هستيها است مضطر مىداند . اما فيلسوف الهى معتقد به ماوراى طبيعت است ، و مبدء عالم را فاعل مريد مختار مىداند . اشتراك اسم سبب مغالطه انسان ظاهر بين بى تميز شده است كه كلمه فيلسوف را در هر دو جا به يك معنى به كار مى برد . فيلسوف معرب پيلاسوفا يونانى به معنى