تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
آن احاطه دارد ، اما به اين معنى در قرآن نيامده است ، هرچه ارض در قرآن ديده اي م مراد سطح خاك و خشكى آنست يا قطعات آن ، بلكه كوهها نيز از مفهوم ارض خارج اند
« يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ »
( مزمل 14 ) ،
« وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ »
( حاقه 14 ) ، خداوند زمين را در مقابل كوه قرار داده است ، زمين مى لرزد و كوه هم مى لرزد .
« وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ »
( نحل 15 ) گذاشت يعنى آفريد در زمين كوهها را . در اين آيه از تعبير « إرساء » جاى تحقيق بيشتر است ، زيرا كه مرساة لنگر كشتى است و جمع آن مراسى است . رست السفينة : بر جاى ايستاد كشتى بر لنگر در دريا . و أرسيت السفينة : بر جاى ايستاده كردم و لنگر زدم كشتى را ، كه كأن خداوند سبحان كوهها را لنگر براى كشتى زمين گردانيده است . امام اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است : « و وتد بالصخور ميدان أرضه » ( خطبه نخستين نهج البلاغة ) فتدبر . قوله سبحانه :
« مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا »
( اعراف 132 ) ، مشرقها و مغربهاى زمين ، مراد كره زمين نيست زيرا كه كره هميشه يك نيمه اش روشن است و يك نيمه اش تاريك ، اما قطعات سطح زمين مشرق و مغرب دارند ، كره زمين مشرق و مغرب معين ندارد . خداوند زمين را بساط و فرش و منزلگاه قرار داد و رام آفريد كه چون مردم در آن تصرف كنند هر شكل به آن دهند آن شكل را قبول كند و نگاه دارد از اين جهت مى توان با خاك زمين خانه ساخت و در آن دانه كشت و بر آن راه رفت ، و اينها نعمت خداوند بر مردم است .
« هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا
» ( ملك 15 ) اوست كه زمين را رام شما ساخت .
« وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ »
( غاشيه 20 ) نظر نمى كنند به زمين كه چگونه مسطح گشت . معاندان گويند : زمين كره است ، چرا در قرآن گويد : زمين را پهن ساختيم ؟ در جواب گوييم : مقصود قطعات زمين است زير پاى مردم نه كره زمين . انسان سطح كره ارض را به سبب بزرگى حجم آن مسطح و مستوى مى بيند . زمخشرى در كشاف چه خوب گفته است :