تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
را بر صفحه نصب مى نمايند . و اطراف صفحه قطب نما به سيصد و شصت درجه مدرج است . و عقربه اى دارد كه براى تعيين خط سمت قبله به كار مى آيد ، يعنى مطابق درجات انحراف بلاد آن عقربه را بر روى درجه مفروض مى گذارند كه خود عقربه خط سمت قبله مى گردد . و اين صنعت « آيينه گيتى نما » خوانده شده است ، و بر دور آن اين دو بيت نگاشته آمده است :
از اين آيينه گيتى نماگر قبله را جويى
به عقرب نقطه چرخ جنوبى را بكن ميزان
ببين بعد بلد را از جنوب و از شمال آنگه
به هر سو منتهى گرديد سمت قبله باشد آن
يعنى از عقربه قطب نما ، نقطه جنوبى را ميزان كن كه عقربه درست بر خط شمال و جنوب قرار گيرد ، آنگاه بعد بلد را يعنى انحراف بلد را از جنوب و شمال كه در درون و بيرون آيينه گيتى نما نگاشته آمد تحصيل كن ، درجات انحراف آن هر اندازه كه هست تعيين گردد ، و عقربه ديگر روى صفحه آيينه گيتى نما بر آن درجه انحراف قرار گيرد آن خط سمت قبله است .

به دست آمدن نيمروز با رخامه اى خدادادى

عموئى داشتم رحمة الله عليه به نام حيدرقلى الياسى ، مردى بسيار پارسا و پاك نهاد و روشن روان بود . من خرد سالى بودم كه روزى در مرز و بوم خودم سرزمين لاريجان آمل مازندران كنار مزرعه اى ايستاده ، كشاورزان و كار آنان را تماشا مى كردم ، ناگاه يكى از آنان عم گراميم را صدا كرد و پرسيد آيا ظهر شده است يا نه ؟ ديدم آن مرحوم بسوى آفتاب راست ايستاد و دست راست خود را به گونه افقى كشيد و به پيش روى خود بسوى آفتاب گرفت چنانى كه به صورت ستان كف دست بسوى آسمان و پشت دست بسوى زمين ، آنگاه انگشت ميانگى را برافراشت كه گوئى كف دست مثل سطح مستوى دائره هندى گرديد ، و انگشت ميانگى مانند شاخصى مخروطى ، سپس به سايه انگشت خود نگاه كرد و در پاسخ آن مرد گفت « : خير ، ظهر نشده است اما نزديك است » . من در آنگاه دامنش را گرفتم و گفتم عموجان ترا به خدا اين هنر دستت را به من ياد بده ،