تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
چگونه با انگشت برافراشته ات بد انسان فهميده اى كه ظهر نشده است ولى نزديك به ظهر است ؟ گفت : پدر جان رو به قبله وا مى ايستى و دست و انگشت ميانگى را همانطور كه ديده اى قرار مى دهى ، حال اگر سايه انگشت بركف دست راست ايستاده است بدان كه اول ظهر است ، و اگر بسوى مغرب است بدان كه هنوز ظهر نشده است ، و اگر بسوى مشرق است بدان كه از ظهر گذشته است . آن كه عم عزيزم فرمود رو به قبله وا مى ايستى ، صحيح اين است كه انسان بايد رو به سوى جنوب بايستد ، و لكن قبله مردم آمل در زمان ما به سوى جنوب بود ، و هنوز هم محراب برخى از مساجد آن بسوى جنوب است با اين كه قبله آمل در حدود چهل درجه از جنوب به مغرب انحراف دارد ، تا اين كه نگارنده به توفيق الهى مردم آن را به سمت قبله آشنائى داد اما با مواجه شدن با سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها ، تو صد حديث مفصل بخوان از اين مجمل . حال كه با رخامه آشنا شده ايم ، سخنى شيرين از ملاعلى قوشچى در تحسين و تمجيد دانشمندان هيوى نقل مى كنيم ، وى در شرح تجريد خواجه طوسى گفته است : من تأمل في أحوال الأظلال على سطوح الرخامات شهد بأن هذا لشي ء عجاب و أثنى عليهم بثناء مستطاب .

تذكره :

درس بيست و يكم در معرفت دائره نصف النهار و تعريف خط زوال بوده است ، در پايان آن درس اشارتى به ساعت شمسيه شده است ، و گفته آمد كه ساعت شمسيه را « مزوله » يعنى آلت زوال ياب گويند ، حال بدان كه رخامات و دائره هنديه از اقسام مزوله اند ، يعنى دائره هنديه خود ساعت شمسيه است . و با توفيقات الهى مطالب و مسائلى و نيز دستورات عملى در دائره هنديه و رخامات و ديگر آلات رصدى در پيش داريم ، روزى روز بروز است . يكى از آن مسائل مسئله شمال جغرافيائى و شمال مغناطيسى است . و بعبارت ديگر فرق ميان قطب جغرافيائى و قطب مغناطيسى است ، كه در به كار بردن آلات قطب نماها اهميتى بسزا دارد . از درس 42 تا درس « 54 دروس معرفة الوقت و القبله » در حدود 26 طريق در تحصيل خط نصف النهار است ، رجوع بفرمائيد .