گرفته است ، كه در مقابله با خورشيد در يكى از دو عقده رأس يا ذنب در سايه زمين كه همان ظلمت ليل است مى افتد .
ظل در اصطلاح ارباب هيأت و نجوم خطى بود مستقيم در سطحى كه مقياس بر آن عمود بود ، و آن خط ظل ، خط ظل همان مقياس بود محدود ميان قاعده مقياس و طرف خط شعاعى نيز مثلا شعاع خورشيد كه به رأس مقياس گذرد در وقتى كه مركز نير و مقياس در يك سطح باشند . پس ظل فصل مشترك ميان سطح دائره ارتفاع و سطحى كه مقياس بر آن قائم است مى باشد .
ظل اول و دوم :
اگر مقياس عمود بر سطحى بود كه آن سطح قائم بر افق و بر سطح دائره ارتفاع نير از جانب نير باشد كه خود مقياس در اين صورت موازى افق و در سطح دائره ارتفاع خواهد بود ، ظل آن مقياس را ظل اول ، و نيز ظل معكوس ، و نيز ظل منكوس ، و نيز ظل منتصب خوانند . و اگر خود مقياس قائم بر سطح افق باشد ظل آن را ظل دوم ، و نيز ظل مستوى ، و نيز ظل مبسوط خوانند .
و خط و اصل ميان سر مقياس و سر ظل آن را كه همان خط شعاعى ياد شده است قطر ظل نامند . مثلا در دو شكل 81 و 82 ، خط ا ب شاخص است ، و خط ب ح ظل است ، و خط ا ح قطر ظل .
( شكل شماره 81 82 )