من القطب ، و قوس ب ل د اصغر من قوس من دائره تكون شبيهة بقوس ح ن ط فاذن نقطة ب تقطع قوس ب ل د و تصير الى نقطة د قبل ان تقطع نقطة ح قوس ح ن ط ، فلذلك يكون طلوع ب قبل طلوع ح . و ايضا نقطة ط تقطع قوس طم ح قبل ان تقطع د قوس د ك ب ، فلذلك يكون غروب د بعد غروب ط ، و ذلك ما اردناه .
در آخر درس بيستم ، آفاق را به دولابى و حمائلى و رحوى قسمت كرده ايم ، و آفاق حمائلى را آفاق مائله گفته اند و بدين سبب كه در اين آفاق دائره معدل النهار از سمت راس مائل است ، و لكن در شكل مذكور گفته است « : اذا كانت دائرة الافق فى كرة مائلة على المحور فليكن الافق المائلة على المحور » ، و لكن وجه آن با اندك التفاتى روشن است چه اين كه در درس نخستين گفته ايم كه « : خطى مستقيم كه و اصل ميان دو قطب كره است قطرى است كه آن را محور گويند و كره بر آن مى گردد » ، و چون محور معدل همان محور حركت اولى است بدين لحاظ آن را محور عالم نيز گفته اند . در خط استواء چون معدل بر دوائر آفاق استوائى قائم است ، محور آن نيز در سطح دائره افق حقيقى است و با آن در دو نقطه شمال و جنوب تماس مىكند ، اما در آفاق مائله همين كه معدل از سمت راس مائل شده است عظيمه افق نيز بر محور آن مائل مىشود و بتدريج ميل زيادت مى گردد تا به حدى كه محور مذكور از دو طرف با دو قطب افق تماس مىكند و معدل و مدارات يومى گرد آن رحوى مى گردند .
و بدانچه در ميل بر محور تحرير نموده ايم وجه آن كه گفته است : مائلة على المحور » و نگفته است « مائلة عن المحور » نيز معلوم مى گردد فتبصر .
در بعضى نسخ بجاى من دائرة ، من دائرتها آمده است كه ضمير راجع بقوس است . و در بعضى نسخ باسقاط من دائرة ، يا من دائرتها است . كيف كان جمله « تكون شبيهة بقوس » در هر دو موضع صفة قوس ما قبل آنست نه دائره ، و ضمير فعل راجع بقوس است . و اين جمله ناظر به شكل بيستم اكرثاوذوسيوس است كه :
« كل دائرة عظيمة تقطع فى كرة دوائر متوازية و لا تمر بقطبها ، فان ما كان اقرب الى
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 461
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٦١