چون آفتاب در يكى از دو نقطه اعتدال بود مشرق آن اعنى مطلع آن از دائره افق نقطه مشرق اعتدال خواهد بود ، و مغرب آن از افق نقطه مغرب اعتدال . و چون از نقطه اعتدال ربيعى درآيد شمالى شود و هر روز نقطه مطلع آن از نقطه مشرق اعتدال دور تر گردد و بسوى نقطه شمال نزديكتر شود ، و به همين منوال نقطه مغرب آن از نقطه مغرب اعتدال دور تر گردد و بسوى نقطه شمال نزديكتر شود . و به همين سان تا شمس به راس سرطان رسد كه نقطه مطلع آن در اين هنگام دورترين فاصله از نقطه مشرق اعتدال ، و نزديكترين فاصله به نقطه شمال است ، و همچنين نقطه مغرب آن از نقطه مغرب اعتدال و به نقطه شمال .
اين قرب و بعد را از دائره افق محسوب مى دارند ، و قوس محصور ميان نقطه اعتدال تا مطلع شمس را از دائره افق ، قوس سعه مشرق مينامند . و همچنين قوسى از دائره افق را كه محصور ميان نقطه مغرب اعتدال و نقطه مغرب شمس است سعه مغرب مى گويند .
و بعبارت اتم و اخصر ، قوسى از دائره افق حقيقى كه ميان جزوى از فلك البروج يا مركز كوكب و ميان نقطه مشرق اعتدال افتد از جانب اقرب آن را سعه مشرق گويند . و قوسى از دائره افق حقيقى كه ميان جزوى از فلك البروج يا مركز كوكب و ميان نقطه مغرب اعتدال افتد از جانب اقرب آن را سعه مغرب گويند چنان كه در آخر درس شانزدهم گفته آمد .
در كتب فن فرموده اند كه سعه مغرب هر كوكب مساوى سعه مشرق آنست . مقصود اين است كه قوس سعه مغرب آن در هر روز مساوى قوس سعه مشرق آن در همان روز است . و اين بدين سبب است كه مدار يومى كوكب موازى با معدل النهار است و در شكل هفدهم مقاله دوم اكرثاوذوسيوس مبرهن است كه هر دائره موازى با اعظم دوائر متوازى ، هر آينه قوسهاى واقع بين آن دو و از دائره عظيمه ديگر مساوى يكديگرند . در اينجا مراد از دائره موازى مدار يومى كوكب است ، و مراد از اعظم دوائر متوازيه معدل النهار ، و مراد از دائره عظيمه ديگر دائره افق است . و عبارت اكر مذكور بتحرير خواجه طوسى چنين است :
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 425
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٢٥