ديوار بزنى برمى گردد يك دو بار از زمين برخاست و به زمين نشست و فرو رفت ، و صداى بزرگ و هولناكى از آن به گوش مردم رسيده است ، و چون در پى جستجو بر آمدند آن را يافتند ، و آن را نزد والى جوزجان بردند ، و در آن زمان محمود سبكتكين شاه خراسان بود ، دستور داد كه آن را يا پاره اى از آن را به نزد او آورند ، نقل آن بر اثر سنگينى دشوار مى نمود ، خواستند كه پاره اى از آن را به نزد او آورند ، نقل آن بر اثر سنگينى دشوار مى نمود ، خواستند كه پاره اى از آن را بشكنند آلات بدان كارگر نمى شد مگر به سختى ، و هر مته و گاز و آلت برنده در آن به كار مى رفت شكسته مى شد ، و لكن آخر كار چيزى از آن را بريدند و نزد وى بردند خواست كه از آن شمشيرى بسازند دست نيافت . و حكايت شده است كه آن آهن يكپارچه از اجزاى خرد گرد مانند دانه هاى ارزن بهم چسبيده ، ملتئم بوده است . و اين مصاحب من فقيه ابوعبيد جوزجانى حكايت مىكند كه اينها همه را ديده است ، و حديث كرده است كه بسيارى از شمشيرهاى يمانى گرانقدر را از مانند چنين آهنى مى سازند كه شعرا در شعر چنان شمشيرها را بستودند .
بارى بحث از فلك طبيعى و فلك هيوى در درس 26 و 57 گفته آمد . امروزه كه با اختراعات شگفت به كره ماه و برتر از آن سفرها كرده اند ، ميدانيد كه از كره آتش خبرى نياورده اند .
از فصل 17 تا آخر نمط دوم اشارات و شرح محققانه خواجه طوسى بر آن در طايفه اى از اصول مسائل عناصر و برخى از كائنات الجو بسيار مطلوبست .
و ما بتوفيق الهى در تدريس شرح اشارات خواجه مطالبى بحضور مبارك شما در حول اين مسائل تقديم داشته ايم . خواجه در شرح فصل 25 نمط مذكور در پديد آمدن شهاب يعنى نيازك از ارتفاع اجزاى سفليه ارضيه و اصابت آنها باثير يعنى كره نار بمبناى مسائل طبيعى قوم گويد :
المتخلل اليابس المتصعد لاكتساب الحرارة اعنى الدخان المرتفع من الارض ، انما يعلو البخار لان اليابس اكثر حفظا لكيفية الفعلية و اشد افراطا فيها لذلك ، فأذا بلغ الجو الاقصى الحار بالفعل لبعده عن مجاورة الماء والارض و مخالطة ابخرتهما و قربه من الاثير اشتعل طرفه العالى اولا ثم ذهب الاشتعال فيه الى آخره فرئى الاشتعال ممتدا
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 422
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٢٢