تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
و يا اگر چيزى را در ظرفى بگذاريم كه مرئى ما نمى باشد ، به همان حالت كه ظرف در حال خود است و شخص رائى هم به حال خود باشد ، ديگرى در ظرف آب بريزد تا حدى كه سطح آب بالا بيايد و مشاهد رائى شود ، در اين صورت همين شخص رائى آن چيز را كه در ته ظرف است مى بيند ، و اين به سبب نفوذ نور در آب و انكسار نور است . و هم آن چيز كه در ته ظرف ديده مىشود ، و بزرگتر از حجم واقعى خود كه در هوا يعنى بيرون آب ديده مىشود ، مرئى مى گردد ، زيرا كه آب غليظ تر از هوا است و بسبب اين غلظت نور شكسته و پراكنده و پخش مىشود و آن چيز بزرگتر مى نمايد . شكل « لب » خزينه دوم جامع بهادرى در همين مطالب است كه هر گاه مبصرى در ثخن آب باشد و بصر در هوا ، در اين صورت آن مبصر ، اعظم مرئى مى گردد از نفس خود به همان بعد كه در هوا باشد الخ . ( ص 183 ) . اگر كسى هنگام غروب قرض خورشيد و ماه ، در كنار دريا بوده باشد ، قرص خورشيد يا ماه را با اين كه از افق فرو رفته اند تا چندى بالاى دريا مى بيند ، و گمان مىكند كه در واقع هنوز فوق افق اند . و نيز قرص خورشيد و ماه و ساير اختران هنگام طلوع و غروب بزرگ ديده مى شوند ، و هر چه از افق بالا مى آيند كوچكتر مشاهده مى گردند . و دليل اين امر همان اختلاف جرم هوا در غلظت و رقت است كه گفته ايم . و به همين سبب انكسار نور جرم آفتاب و ماه مثلا گاهى كه بدر است در وقت طلوع و غروب مائل به بيضى اند ، زيرا يكطرف قرص آن‌ها كه ملا صق بافق است ، در طبقه هواى غليظ تر واقع مىشود ، و نور بيشتر منكسر مى گردد ، و طرف مقابل كه از افق مرتفع است در فضاى هواى رقيقتر است و انكسار نور كمتر ، و لاجرم دو پهلوى قرص بر افق به يك نسبت منكسر مى گردد ، و چنان نمايد كه قرص آنها از يكجهت باريكتر باشد و به شكل بيضى نمايد . از جمله كائنات الجو و آثار علوى ، قوس قزح است كه آن را به فارسى قلمى كتابى « آدينده » گويند ، بر وزن پاك بنده . و آن را « كمان رستم » نيز خوانند . و به فارسى رائج فعلى « رنگين كمان » گويند . در طبيعيات كتب فلسفى ، و رسائل