تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
تحرير » به زبان فارسى نوشته است . و همچنين بر متوسطات كه عبارت از اكر و مساكن و مخروطات و مناظر و غيرها باشند . شرح آن در اواخر سلطنت محمد شاه هندى كه زيج محمد شاهى بنام اوست ، تمام تحرير يافت ، و تاريخ تمام آن بيست و چهارم محرم روز يكشنبه سال يكهزار و يكصد و شصت هجرى مطابق سال بيست و نهم جلوس محمد شاه هندى است . و مبيضه آن بدست خلف صالح آن جناب به نام محمد على رياضى صورت گرفته است . آغاز آن بعد از تسميه چنين است : ثنائى كه از اندازه مهندس خرد بيرونست شايان صانعى كه خلق سبع سموات و من الارض مثلهن شمه ايست از صنعت كامله او ، و ستايشى كه از ش‌مار محاسب عقل افزونست سزاوار قادرى كه جعل الشمس ضياء و القمر نورا ذره ايست از قدرت بالغه او ، الخ . و انجام آن چنين : و كان تمام المبيضه فى غرة جمادى الاخر سنة الف و ست و سبعين من هجرة سيد المرسلين صلى الله عليه و آله و سلم . و تاريخ تمامت كتابت آن سنه 1197 ه . اينك تا به همين اندازه آشنايى با اختلاف منظر اكتفا مى كنيم ، و سخن از انكسار نور كه در صدر درس عنوان شده است پيش مى كشيم و از آن نيز باشارت مى گذريم و قسمتى از مقالتى را كه روزگارى پيش از اين در اثناى استخراج تقويم ساليانه نگاشته و درج كرده ايم نقل مى كنيم : هوا جرميست شفاف و از هر طرف بر زمين احاطه دارد ، و ضخامتش را اعنى حجم و بعدش را از سطح زمين تا محدب آن ، قدماء قريب هفده فرسنگ ، و متاخرين حدود بيست فرسنگ گفته اند . و چون در هوا ذرات متراكم و انباشته است قهرا طبقه بالاى آن رقيق تر از پايين است ، و هر چه به بالا نزديكتر شود رقتش بيشتر باشد لذا هوا را طبقات عديده بود . و باز غير از كره هوا جسمى بسيار شفاف تر و لطيف تر از هوا موجود است كه آن را اثير گويند چنان كه قدماء كره نار را اثير مى گفتند مثلا در كشف المراد شرح تجريد گويد : و اما النار البسيطه التى هى الفلك الاثير فانها كذلك الخ . ( ص 160 بتصحيح و تحشيه راقم ) كه بر كره اطلاق فلك نيز كرده است اتر كه امروز سر زبان است مفرنس همين اثير است يعنى