چهل و چهارم :
نسبتى كه واقع است ميانه دائره مشرق و مغرب و ارتفاع ، عموم و خصوص من وجه است ، زيرا كه منطبق ميشوند هر گاه مركز كوكب يا نقطه مفروضه كه مطلوب گرفتن ارتفاع است و بر دائره مشرق و مغرب واقع باشد .
چهل و پنجم :
نسبتى كه واقع است ميانه وسط السماء رؤيت و ارتفاع ، عموم و خصوص من وجه است و زمان انطباق ايشان وقتى است كه مركز كوكب يا نقطه مفروضه كه گرفتن ارتفاع او مطلوبست بر دائره وسط السماء رؤيت واقع شود . تمت الرسالة .
اين بود تمامت رساله ارزشمند و سودمند ياد شده در نسبت دوائر كه تقديم داشته ا يم ، و بعنوان ايضاح مقاصد برخى نسبت ، توضيحاتى مصدر به بيان بر آن نگاشته ايم ، و در بامداد پنجشنبه 26 آبانماه 6 / 1367 ع 2 سنه 1409 هق از نوشتن آن فراغ يافته ايم .
استدراك :
در نسبت هجدهم رساله فرموده است كه نسبت ميان دائره ماره به اقطاب اربعه و دائره ميل عموم و خصوص من وجه است ، ولى چنان كه در درس دهم گفته ايم ، حق اين است كه نسبت بين آن دو عموم و خصوص مطلق است زيرا كه دائره ماره باقطاب اربعه مطلقا دائره ميل است ، ولى هر دائره ميلى دائره ماره به اقطاب اربعه نيست . و چون تحصيل ميل كلى را در مفتتح اعمال رصدى ، و تبويب و تنظيم ازياج اهميتى بسزا است چنانچه در تضاعيف دروس آينده جسته جسته روشن مىشود دائره عظيمه اى كه بدان ميل كلى را تحصيل توان كرد ، دائره ميلى است كه لاجرم ماره به اقطاب اربعه معدل النهار و منطقة البروج خواهد بود ، اين يك دائره ميل را اختصاصا نام خاصى به اسم ماره به اقطاب اربعه داده اند ، و در عداد دوائر عظام محسوب داشته اند . والسلام .
فائده :
در درس پنجاه و پنج راجع به حكايت و اخبار اسكندر ذوالقرنين در بيان كريمه
حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ ،
الاية دانسته شده است كه وى در سير جهانگيرى خود ، در آفاقى افتاده بود كه مدارات يومى شمس نسبت بدانها ابدى الظهور بوده است ، اينكه سخن ما اين است كه بيان واقعه ظلمات اسكندر